45نمىشود به اين خانه آمد،آن كعبه حقيقى هم چنانست كه عمده حجب علقه است و در بوسيدن حجر و ملصق به مستجار و استلام حطيم و دامن كعبه را گرفتن بايد حال او حال مقصرى باشد كه از اذيت و داغ و كشتن فرار كرده به خود آن بزرگ ملتجى شده كه او از تقصيراتش بگذرد.اين است كه گاهى دست و پايش را مىبوسد،گاهى دامن او را مىگيرد،گاهى خود را به او مىچسباند.گاهى مثل سگ تبصبص مىكند.گاهى گريه مىكند.گاهى او را به اعز اشخاص پيش او قسم مىدهد.گاهى تضرع مىنمايد كه بلكه او را از اين مهلكه نجات دهد،خصوصاً اگر كسى باشد كه بداند غير از او ملجأ و پناهى نيست،ببين تا فرمان استخلاص نگرفتهاى از خدمت او بر مىگردى؟ لا و رب ّ الكعبة .
در امورات دنيويه،انسان چنين است و اما بالنسبه به عذاب اخروى،چون نسيه است،هيچ در فكر اين مطالب نيست.حجاج دروغى قدرى مىدوند دور كعبه بعد مىروند به تماشاى سنگها و بازارها و ديوارها.
بارى،چون به سعى آيد،بايد سعيش اين باشد كه اين سعى را به منزله تردد در خانه سلطان قرار دهد،به رجاء عطا و بخشش و اما در عرفات از اين ازدحام خلق و بلند كردن صداهاى خودشان به انواع تضرع و زارى و التماس به اختلاف زبانها و افتادن هر گروهى پى ائمه خودشان و نظر به شفاعت او داشتن حكايت محشر را ياد آورد.اينجا كمال تضرع و الحاح 1را بكند تا آنجا مبتلا نشود و بسيار ظنّ قوى داشته باشد بر حصول مراداتش؛زيرا كه روز شريف موقف 2عظيم و نفوس مجتمع و قلوب به سوى الهى منقطع و دستهاى اوليا و غيرهم به سوى او-جلّ شأنه-بلند شده و گردنها به سوى او كشيده شده.چشمها از خوف او گريان و بندها از ترس او لرزان و روز،روز احسان،و ابدال و اوتاد در محضر حاضر،بناى سلطان بر بخشش و انعام و همچنين روز خلعت پوشى صدر اعظم دولت عليّه 3-عجل اللّٰه فرجه و سهّل مخرجه-در چنين روزى استبعاد ندارد،حصول فيض به اعلا مدارجه،بالنسبه به كافّه ناس و خلايق.