46آيا گمان به خالق خود دارى كه سعى تو را ضايع گرداند،با اين كه منقطع شده اى از اهل و اولاد و وطن،آيا رحم نمىكند غربت تو را، ما هكذا الظَنّ بِهِ وَلاٰ الْمَعْرُوفُ مِن فَضله. [نه چنين گمانى درباره او مىرود و نه از فضل او متعارف است]و از اينجاست كه در حديث وارد شده:
«مِنْ أعْظَمِ الذُّنُوبِ أَنْ يَحْضُرَ الْعَرَفٰات وَيَظُنَّ أَنَّهُ لاٰ يَغْفِرُ لَهُ (الّٰلهُمَّ ارْزُقْنٰا)». [از بزرگترين گناهان آن است كه حاجى در عرفات حضور به هم رساند و گمان برد كه خداوند او را نمىآمرزد.] 1چون از عرفات كوچ كند،روبه حرم آيد،از اين اذن ثانوى به دخول حرم تفأل زند به قبولى حجش وقربش به خداى خود و مأمون بودن او از عذاب الهى.
چون به منا رسد رمى جمار كند،ملتفت باشد كه روح اين عمل در باطن،دور كردن شيطان است،فان كان كالخليل فكالخليل و الا فلا.
بارى چون حرم را وداع كند،بايد دركمال تضرع و مشوش الحال باشد كه هر كس او را ببيند ملتفت شود كه اين شخص عزيزى را گذاشته و مىرود مثل گذاشتن ابراهيم اسماعيل عليهما السلام و هاجر را.بناى او بر اين باشد كه اول زمان تمكن،باز عود به اين مكان شريف بنمايد و بايد ملتفت ميزبان باشد در همه حال،مبادا به بى ادبى او را وداع نمايد كه ديگر او خوش نداشته باشد.اين ميهمان ابد الآباد به خانه او قدم گذارد،اگر چه اين ميزبان-جلّجلاله-سريع الرضاست ليكن مراعات ادب مهما امكن-بايد از اين طرف بشود،اگر بتواند حتىالمقدور آن بقعههايى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله عبادت كرده در آنها؛مثل كوههاى مكه معظمه به قصد تشرف از محل اقدام مباركه نه به قصد تماشا و تفرج حاضر گردد،و بلكه به قصد قربت مطلقه،دو ركعت در آنجاها نماز بخواند،بلكه اگر ممكن باشد قدرى در آنجاها زياده از متعارف توقف كند،و اگر حج اولى اوست،البته داخل خانه كعبه شدن را ترك نكند با آن آداب مأثوره در شرع مطهر كه در كتب مسطور است.