38
والوقوفين» .[در يك مكان با شيوۀ عبادى واحد به ويژه در مسألۀ احرام و وقوف در عرفات و مشعر]
ورسيدن به محل وحى و نزول ملائكه بر انبيا از آدم تا خاتم-صلوات اللّٰه عليهم اجمعين-و تشرف به محل اقدام آن بزرگواران،مضافا بر تشرف بر حرم خدا و خانۀ او، علاوه به حصول رقت كه مورث اصغاء قلب است،به ديدن اين امكنه شريفه با امكنه شريفۀ اخرى كه رساله گنجايش تفصيل آنها را ندارد.
الحاصل چون حج داراى جملهاى از مشاق و فضائل كثيره اى از اعمال بود ورسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:«مبدل كردم رهبانيت را به جهاد و حج...»و انسان نمىرسد به اين كرامت عظمى الا به ملاحظه آداب و رسوم حقيقى آن و هى امور:
الأول اين كه: هر عبادتى از عبادات بايد به نيت صادقه باشد و به قصد امتثال امر شارع بجا آورده شود تا عبادت شود.كسى كه ارادۀ حج دارد،اوّلاً بايد قدرى تأمل در نيت خود بنمايد.هواى نفس راكنار گذارد،ببيند غرضش از اين سفر،امتثال امر الهى و رسيدن به ثواب و فرار از عقاب اوست يانه،نستجير بالله غرضش تحصيل اعتبار يا خوف از مذمت مردم يا تفسيق آنها يا از ترس فقير شدن-بنابراين كه معروف است هر كه ترك حج كند،مبتلا به فقر خواهد شد-يا امور ديگر از قبيل تجارت وتكيّف و سير در بلاد و غير ذلك.اگر درست تأمل كند خودش مىفهمد كه قصدش چطور است و لو به آثار،اگر معلوم گرديد كه غرض خدانيست،بايد سعى در اصلاح قصد خود نمايد،لااقل ملتفت باشد به قباحت اين عمل كه قصد حريم ملك الملوك را كرده،براى اينگونه مطالب بى فايده لااقل به نحو خجالت وارد شود نه به طرز غرور و عُجب.
الثانى اين كه: تهيه حضور ببيند از براى مجلس روحانيين با بجا آوردن يك توبه درستى با جميع مقدمات كه از جمله آنهاست رد حقوق؛چه از قبيل ماليه باشد،مثل خمس و رد مظالم و كفارات و غيرها،يا ازغير ماليه باشد،مثل غيبت و اذيت و هتك عرض و ساير جنايات بر غير،كه بايد استحلال از صاحبانش بنمايد به آن تفاصيلى كه در محل خود مذكور است و خوب است بعد از اين مقدمات،آن عمل توبۀ روز يكشنبه را كه در منهاج العارفين مسطور است بجا بياورد و اگر پدر يا مادرى دارد-مهماامكن-آنها