37شايد اشاره به آداب كعبۀ حقيقى هم فى الجمله بشود.
اولاً بدان،غرض از تشريع اين عمل شريف،لَعَلَّ اين باشد كه مقصود اصلى از خلقت انسان «مَعْرِفَةُ اللّٰهِ وَ الْوُصوُلُ الىٰ دَرَجَةِ حُبّهِ وَالاُنسِ بِهِ» [شناخت خداوند و رسيدن به مقام محبت و انس با او است]است «وَلاٰيُمْكِنُ حُصُولُ هٰذَيْنِ الأمْرَيْن الاّ بِتَصْفِيَةِ الْقَلْبِ». [و دستيابى به اين دو جز با تصفيه و پيرايش دل امكانپذير نمىباشد] وآنهم ممكن نباشد جز به «كَفُّ النّفْسِ عَنِ الشَّهوٰتِ وَالاِنْقِطاعُ مِنَ الدُّنْيا الدَّنْيَّةِ وَايٖقٰاعُهٰا عَلَى الْمَشٰاقِ مِنَ الْعِباداٰتِ،ظٰاهرِيَّةً وَباطِنيَّةً». [و آن نيز جز با پرهيز از شهوات،بريدن از دنياى پست و وادار كردن خويش به عبادات سخت ظاهرى و باطنى]
از اينجا بوده كه شارع مقدس عبادات را يك سخ نگردانيده بلكه مختلف جعل كرده؛زيرا كه به هر يك از آنها رذيلهاى از رذائل،از مكلّف زايل مىگردد تا با اشتغال به آنها،تصفيه تمام عيار گردد،چنانكه با صدقات حقوق ماليه و اداى آنها قطع ميل كند از حطام 1دنيوى وكما اينكه صوم قطع مىكند انسان را از مشتهيات نفسانى و صلات نهى مىكند از هر فحشا و منكرى و هكذا ساير عبادات و چون عمل حج مجمع العناوين بود با زيادى.چه اين كه مشتمل است بر جملهاى از مشاقّ 2اعمال كه هر يك بنفسه صلاحيت تصفيۀ نفس را دارد؛مثل «انفاق المال الكثير،والقطع عَنِ الأهْل والأولاد والْوَطَن،والحَشْر مع النّفوس الشّريرة و طيّ المنازل البعيدة،مع الاِبتلاء بالعطش في الحرّ الشّديد في بعض الأوان،والوقوع علىٰ أعمال غير مأنوسة لا يَقْبِلها الطّباع من الرّمي والطّواف والسّعي والإحرام وغير ذلك». [هزينه كردن مال فراوان و جدا شدن از خانواده و فرزندان و وطن و معاشرت با افراد شرور و پيمودن مسيرهاى دور و دچار تشنگى شدن در گرماى شديد در پارهاى اوقات و انجام كارهاى غير عادى كه طبعاً انسان پذيراى آن نيست مانند رمى جمرات،طواف،سعى و احرام و ديگر اعمال]
با اين كه داراى فضايل بسيارى است.ايضا از قبيل تذكر به احوال آخرت به رؤيت اصناف خلق و اجتماع كثير «في صُقْعٍ واحدٍ على نهج واحد لا سيّما في الإحرام