341«اصلاح امور زندگى و روش برخورد با مردم چون پيمانۀ پُرى است كه دو سوم آن زيركى و يك سوم آن گذشت است.» 1
از تحقير مسلمانان نهى مىكرد و به غلامان و كنيزانش مىفرمود:
«فقيران را فقير نناميد و آنها را با اين نام نخوانيد،بلكه آنان را به بهترين نامهايشان صدا بزنيد.» 2
در اصلاح جامعه و جلوگيرى از فساد و تنبيه بدكاران تلاش مىكرد،آنگاه كه از دزدىِ افرادى آگاه شد به غلامانش دستور داد،آنها را گرفتند و به والى مدينه تحويل دادند و اموال دزديده شده را،خود به صاحبان آنها برگرداند. 3ياران و همراهان را غذا مىداد و چون كمى از آنان فاصله مىگرفت در برخورد مجدد با آنان چنان احوال پرسى مىكرد كه گويا مدتها آنها را نديده است. 4
آراستگى ظاهر
موى سرش تميز و مرتب بود و مىفرمود:«هركس موى نگه مىدارد،آنرا مرتب كند و فرق بگذارد» 5و به دو طرف سرشانه كند.ريش خود را كوتاه مىكرد و خط مىگرفت 6و موهاى دو طرف صورت و زير چانهاش را مىسترد.حجامت مىكرد. 7
دستها و ناخنهايش را حنا مىگرفت. 8دندانهايش را كه سست شده بود،با طلا محكم