309آورد و نيز توصيه كرده بود صد هزار درهم به او بدهد.
بنا به گفتۀ شعبى:چون جعده امام مجتبى عليه السلام را مسموم كرد،معاويه صدهزار درهم را به او داد،ليكن از وعدۀ ازدواج او با پسرش يزيد سر باز زد و در پيامى برايش نوشت:
«چون علاقه به حيات و زندگى فرزندم يزيد دارم،نمىگذارم با تو ازدواج كند.» 1
امام صادق عليه السلام فرمود:جعده-لعنة اللّٰه عليها-زهر را گرفت و به منزل آورد.آن روزها امام مجتبى عليه السلام روزه داشت و روزهاى بسيار گرمى بود،به هنگام افطار خواست مقدارى شير بنوشد،آن ملعون زهر را در ميان آن شير ريخته بود،به مجرد اين كه شير را آشاميد،پس از چند دقيقه فرياد برآورد:
«عَدَوُّةُ اللّٰهِ! قَتَلْتَني قَتَلَك اللّٰهُ وَ اللّٰه لا تُصيبَنَّ مِنّي خَلَفاً وَ لَقَدْ غَرَّكِ و سخر مِنْكَ وَ اللّٰهُ يُخْزَيكِ وَ يُخْزِيه».
«دشمن خدا! تو مرا كشتى،خداوند تو را نابود كند.سوگند به خدا! بعد از من جايگزينى (همسرى) براى تو نخواهد بود.(معاويه) تو را گول زد و ترا به مسخره گرفت و خداوند تو و او را خوار و ذيل خواهد كرد.»
امام صادق عليه السلام در ادامۀ سخنان خود فرمود:«امام مجتبى عليه السلام بعد از اين كه جعده او را مسموم كرد،دو روز بيشتر باقى نماند و از دنيا رفت و معاويه هم بدانچه وعده كرده بود وفا ننمود.» 2
تطهير جنايتكار
بعضى از مورّخان همانند ابن خلدون و لامنس 3خواستهاند دامن معاويه را از اين جنايت هولناك تطهير كنند و بگويند،اين از اخبار ساختگى است.ابن خلدون مىنويسد: