230خداوند بر موجودات،شناخت پروردگار بود.ذيل آيۀ شريفۀ وَ مٰا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّٰ لِيَعْبُدُونِ 1روايتى است كه بدين امر اشاره مىكند.
مرحوم صدوق مىنويسد:امام حسين عليه السلام در يكى از سخنرانيهاى خويش فرمود:اى مردم،خداوند بندگان را نيافريد مگر براى آنكه او را بشناسند و هنگامى كه او را شناختند، عبادتش كنند. 2
حافظ،هنگام سخن از تجلّى خداوند بر خلق،همين معنا را رمز آن مىخواند و مىگويد:
در ازل پرتو حُسنت ز تجلّى دم زد
ياد و نام حق،اظهار عشق و معرفت و ظهور زيبا و دلانگيز فلسفۀ حيات انسانى است.ياد،فرع بر شناختى است كه انسان از محبوب خويش دارد:
من به سرچشمۀ خورشيد نه خود بردم راه
ذرّهاى بودم و عشق تو مرا بالا برد 3
زندگى بدون ياد و نام حق،نتيجهاى جز انهدام هويت انسان ندارد.قرآن كريم مىفرمايد: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً... 4فلسفۀ عبادات نيز ريشه در همين نكته دارد.عبادت با ياد حق تعالى انسان را به هدف خلقت رهنمون مىسازد.
در قرآنكريم مىخوانيم: وَ أَقِمِ الصَّلاٰةَ لِذِكْرِي... ؛«نمازرابراى ياد من به پاى دار.» 5در آيۀ ديگر،پس از بيان بازدارنده بودن نماز از زشتىها ومنكرات،مىفرمايد: وَ لَذِكْرُ اللّٰهِ أَكْبَرُ ؛«ذكر الهى بزرگتر [از هدف فوق] است.» 6اميرمؤمنان عليه السلام در بارۀ ذكر حقيقى الهى