200شدن را در آنها ايجاد كنند. وَ مٰا أَرْسَلْنٰاكَ إِلاّٰ كَافَّةً لِلنّٰاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً 1.
9-...وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ. 2
«پيامبران آمدهاند تا عقول مردم را تقويت كنند و آن نيرو را كه در اعماق جان آنها پنهان است آشكار سازند.»
انسان وسيلۀ نجات خود را در باطن خود و همراه خود دارد «إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ» 3؛ خدا حجت خود را در باطن انسان قرار داده است اما اين حجت الهى زير پردههاى ضخيم ماديت و دنيا پرستى و شهوت طلبى قرار گرفته،به طورى كه بهرهبردارى صحيح از آنها را مشكل و يا محال ساخته است.پيامبران مىآيند كه اين پردهها را كنار بزنند و اين نيروى نجات بخش و راهگشا و راهنما را از پشت اين ديوارهاى آهنين و پردههاى پولادين و از زير خروارها شهوت و غضب و قواى حيوانى درآورند تا مشغول فعاليت شده و به فعاليت كامل خود برسد و بشر را به سوى خدا و معنويات به حركت درآورد.
10-«طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ...».
بشر دو نوع بيمارى دارد:بيمارى جسم و بيمارى روح و جان.به فرمودۀ على عليه السلام:
«وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ» 4بيمارى قلب و دل و روح و جان،از بيمارى جسم بالاتر است.همانطور كه براى بيمارىهاى جسمى بشر طبيب لازم است براى بيمارىهاى روحى او نيز به طبيبانى نياز است و آن طبيبان همان انبياى الهى هستند.
بشر خواه نا خواه به يك سلسله بيماريهاى روحى مبتلا مىشود؛زيرا زمينۀ اين بيماريها در وجود او هست و انبيا و پيامبران هستند كه مىتوانند اين بيماريها را معالجه كنند و نسخههاى شفا بخش اين بيماريها در اختيار آنها است.على عليه السلام در معرفى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله