199خود است كه اگر ترس كيفر و تنبيه نباشد اطاعت نمىكنند.2-كسانى كه عبادتشان براى بهشت و ثواب است اينگونه عبادت تاجر مآبانه است؛يعنى كار مىكنند كه مزد و اجرت بگيرند.3-كسانى كه عبادت مىكنند فقط به خاطر اينكه از خدا تشكر كرده باشند و به انگيزۀ شكرگزارى عبادت مىكنند.اينگونه عبادت،عبادت آزادگان و احرار است.اما اگر كمى دقت كنيم متوجه خواهيم شد كه نوع مردم از دسته اول و دوم هستند و آنچه آنها را به انجام وظايف و تكاليف وا مىدارد بيم و اميد است و تنها شناخت حق و وظيفه و تكليف در نوع مردم،براى پيروى از آن و انجام آن كافى نيست در ميان افراد بشر آنانكه مانند على عليه السلام بگويند:
«إلهي مٰا عَبَدْتُكَ خوفاً مِنْ عِقابكَ وَ لاٰ طَمَعاً في ثَوٰابِكَ وَلٰكِن وَجَدْتُكَ اهلاً لِلعبٰادَةِ فَعَبَدْتُكَ»؛ «بار الها! تو را به خاطر ترس از آتش جهنّم و بخاطر طمع به بهشت عبادت نمىكنم بلكه براى اينكه چون تو را سزاوار پرستش يافتهام پرستش مىكنم.» 1
اين چنين افراد،انگشت شمارند.نود و نه درصد مردم بلكه بيشتر،انگيزۀ فعاليتشان خوف و رجا و بيم و اميد است.نقش انبيا اين است كه اين بيم و اميد را در مردم ايجاد كنند.آنان چون با غيب اين جهان ارتباط دارند،واقعيتهاى پشت پرده را براى بشر تشريح مىكنند و از عذابهاى شديد الهى و رحمتهاى گستردۀ او صحبت مىكنند،به بشر مىفهمانند كه اعمال او اگر نيك باشد عواقب بسيار خوب و اگر زشت باشد دنبالههاى بسيار آزار دهنده دارد.به انسان تفهيم مىكنند كه اعمال او براى زندگى آينده و جاودانهاش نقش تعيين كننده دارد.وقتى انسان اين واقعيت را لمس كرد كه اصلاً در جهان پس از مرگ،هر كسى اعمال خود را در آغوش مىگيرد و نعمتها و عذابهاى آنجا همان عملكرد خود انسان است كه در دنيا انجام داده است،خودبخود در مسير عبادت و پرستش خدا و انجام اعمال صالح،قرار مىگيرد.انبيا كارشان همين است كه بشر را با اين واقعيتهاى تلخ و شيرين آشنا كنند و در مورد اهل ايمان و بندگان راستين خدا خبرهاى شاد كننده و دربارۀ كافران و اهل گناه خبرهاى ترس آور بدهند و از اين راه انگيزۀ خدايى