660در فروشگاهى كه همه اجناسش دو ريال قيمت داشت خانمى در حال گلچين وسائل بود. مىگفت: «بهترين و ارزانترين مناسبترين كادوها همين هايى است كه در اين فروشگاهها عرضه شده است». خريد او به اجناس اين فروشگاه محدود نمىشد. خودش مىگفت دو تا ساك پر خريد كرده است. وقتى علت را پرسيديم گفت:
از رسم و رسوم ايرانى نمىشود فرار كرد. متأسفانه ما ايرانيها در خيلى جاها خودمان را عذاب مىدهيم. در مهمانى دادن خودمان را نيمه جان مىكنيم تا چند مدل غذا درست كنيم و مهمان خوشش بيايد. در تعارف كردن سرآمد همه مردم دنيا هستيم.
وقتى هم كه مىآييم سفر براى آنكه فلان فاميل با ما قهر نكند و ارتباطمان با آن يكى قطع نشود مجبوريم وقت زيادى را صرف خريد بكنيم.
به اين زائر وقتى پيشنهاد خريد در ايران را داديم گفت: «يكى از زائران كاروان ما تمام خريدهايش را در تهران انجام داد و آمد. اينجا هم هيچى نمىخرد. اما ما مجبوريم اينجا خريد كنيم...»
آقايى در گوشه ديگرى از بازار مشغول قيمت گرفتن از فروشگاهها بود. زير بغلش فقط يك سجاده ديده مىشد كه مشخص بود براى نماز با خود آورده است. كنارش رفتيم و بعد از سلام و احوالپرسى از او پرسيديم براى خريد آمده يا نه...
براى خريد نيامدهام. اصلاً قصد خريد هم ندارم. چون مجردم به هيچ كس تعهدى ندارم. پدرم از دنيا رفته است و براى مادرم هم از بازار تهران يك قواره چادرى مناسب مىخرم. همين. اگر هم اينجا قيمت مىگيرم و مىپرسم براى اين است كه بدانم هموطنانم چه بلايى سر پولشان مىآورند.
اين جمله آخرى را كه گفت كمى حالت صورت ما تغيير كرد و او هم متوجه اين قضيه شد:
حيف است كه اين همه پول اينجا خرج مىشود. ببينيد، امسال حدود 100 هزار زائر ايرانى به اينجا آمدهاند. اگر فرض كنيم هر كدام فقط هزار دلار با خودشان آورده باشند مىشود 90 ميليارد تومان. مىدانيد اگر اين پول به بازار ايران تزريق شود چه معجزهاى مىكند؟ بخش اعظمى از رونق بازار مكه و مدينه به دليل چرخش پول