613روشن است كه اين ضابطه نيز با ضوابط شرعى و علمى همسانى ندارد؛ زيرا در اين ضابطه نيز مانند ضوابط پيشين، احتمال شروع ماه قمرى با ماهِ با سنّ كمتر از 12 ساعت زياد است و تصحيح معيارها هم اين اشكال را برطرف نكرده و حتى با محاسبات نجومى وجود چنين هلالهايى غير ممكن است. بنابراين، استعمال كلمۀ هلال در اين موارد صحيح نيست و مثلاً بهتر است گفته شود ماهِ با سنّ شش ساعت، و نه هلالِ شش ساعته؛ چون هلال يعنى بازتاب نور خورشيد از لبۀ ماه، و اين بازتاب در ماهِ با سنّ كمتر از هشت ساعت روى نمىدهد.
پس آنچه در سالهاى اخير موجب بىنظمى در شروع ماههاى قمرى شده است، اعلامِ زودهنگام عربستان بر اساس معيارهاى مذكور، و پيروىِ صِرفِ بعضى از كشورها از اين معايير بوده است كه حتى گاه موجب شده است تا سه روز پياپى در ايالات متّحده عيد فطر اعلام شود! زيرا گروههاى مختلف مسلمان در اين سرزمين، از ممالك مختلفى پيروى مىكنند. حال چنانچه عربستان زودتر اعلام نمىكرد بالتبع اختلافِ دو روزه وجود داشت نه سه روزه. 1
بارى همانطور كه در گزارش كاردار ايران در عربستان گذشت، در سال 1371، فقط عربستان زودتر از ساير كشورها اوّل ذىحجه را اعلام كرد بهطورى كه تنها در آنجا روز شنبه عيد قربان بود و در ساير كشورها پس از آن.
همچنين در برخى سالها، بر اساس اين محاسبۀ غلط و غير مطابق با ضوابط صحيح ثبوت هلال، يا بر اساس اعتماد به شهود، حتى پيش از تولد هلال، اعلام ثبوت رؤيت هلال كردهاند؛ مثلاً در سال 1419، مقامات سعودى اعلام كردند كه غروب روز چهارشنبه (مطابق 26 اسفند 1377) هلال ذىحجه رؤيت شده و پنجشنبه اوّل ذىحجه است. در حالى كه غروب چهارشنبۀ مزبور هنوز ماه به مقارنه نرسيده و به سمت شرق خورشيد نيامده بود، تا هلال جديد به وجود آيد؛ زيرا غروب خورشيد در مكّه در آن چهارشنبه ساعت 18 و 31 و مقارنۀ ماه و خورشيد ساعت 21 و 48 دقيقۀ همان روز بود و هنگام