411محمد ميرزايى يكى از اين زائران است كه از قم اعزام شده است. خودش مىگويد:
از 10 سالگى به همّت پدرم با قرآن آشنا شدم و تا حالا كه 56 سال از خدا عمر گرفتهام قرائت قرآن را رها نكردهام. پدرم ماهى يك بار قرآن را ختم مىكرد اما من تا 2 سال پيش يك جزء قرآن را كه مىخواندم چشمم سياهى مىرفت و خسته مىشدم ولى حال ديگر نه.
او اتفاقى كه دو سال پيش افتاد را در تحول خود بى تأثير نمىداند:
2 سال پيش همسرم به دليل ابتلا به سرطان تحت درمان قرار گرفت ولى همه پزشكان از معالجه و بهبود او مأيوس شدند. حتى پزشكان تهران هم او را جواب كردند. من به مسجد جمكران متوسل شدم. نيت كردم 40 روز همسرم به جمكران برود و بيايد. اين برنامه شروع شد. يا خودم همسرم را به جمكران مىبردم و مىآوردم يا همسرم با دخترم مىرفت و مىآمد... الان همسرم در همين كاروان حضور دارد. آدمى كه 2 سال پيش، پزشكان مىگفتند يك ماه زنده نمىماند حالا خيلى راحت اعمال را پشت سر گذاشت. من از خدا خيلى ممنونم كه اين قدر به من لطف دارد. تا حال پول زياد از او نخواستهام. به همين شرايط فعلى راضىام. ميوه را با وانت به روستاهاى اطراف مىبرم و از پول با بركتى كه به دست مىآورم گذران مىكنم. خيلى هم از اين شرايط راضىام.
اين زائر 56 ساله كه پانزده روز از مدت اقامتش را روزه بود، سه بار در مدينه منوره و پنج بار در مكه مكرمه قرآن را ختم كرده است. او در اين باره مىگويد:
گاهى مىشد بعد از افطار كه به حرم مىرفتم تا افطار بعد به هتل برنمىگشتم. از دو سال پيش به اين طرف ديگر نه چشمم سياهى مىرود و نه خودم خسته مىشوم. از مسجد شجره كه محرم شديم تا مكه يكسره براى امام زمان صلوات فرستادم. در مسجد خيف در منى نيت كرده بودم در يك روز به اندازه 100 روز (1700 ركعت) نماز بخوانم كه فقط توانستم 60 شبانه روز به جا آورم.
اين طور نيست كه من فقط اينجا ذكر بگويم و قرآن بخوانم. من در طول ايام سال قرآن مىخوانم و هميشه هم ذكر مىگويم حتى موقعى كه مشغول رانندگى و كار هستم. قرآن و ذكر خيلى در زندگىام تأثير داشته. فرزندان خوبى دارم و باآرامش هم زندگى مىكنيم.