332
شنبه 12 ذى حجه
1383/11/3
سقياً لأيّامنا بالخَيف سُقْياها
ايام تشريق هم به سر آمد. روزهايى را پشت سرگذاشتيم كه خيليها آرزوى آن را داشتند جاى ما مىبودند و در اين وادى مقدس از نزديك با خداى خود راز و نياز مىكردند. چه روزهاى خوشى بود كه در سرزمين مبارك عرفات و مشعر و منى در فضايى تنفس مىكرديم كه آقا و صاحبمان امام عصر(عج) هم در آن نفس مىكشيد. چه سعادتى از اين بالاتر كه توفيق همجوارى با حضرت بقيه الله الأعظم (عجّل الله تعالى فرجه) را پيدا كرديم و همنوا با سوز دل آن حضرت دعاى عرفه را زير لب زمزمه كرديم و در بيكرانه آسمان مشعر الحرام با خداى خود خلوت كرديم و در سرزمين منى نيز سنگ نفرت و غيظ را بر سينه شيطان زديم.
اكنون حاجى شديم و اميد آن را داريم كه حاجى بمانيم و از نورانيت اين سفر كمال بهره را ببريم. هنوز حلاوت اين سفر چند روزه معنوى در روح و جانمان رخنه دارد و حاجيان سرمست از نشئه اين شراب رحمانى، گاه در مسجد الحرام كنج خلوتى پيدا كرده و سر در گريبان تفكر فرو بردهاند و در حالى كه هنوز وقوع اين خاطره شيرين را چون