202به قصد تشريع و مانندِ آن، لبّيك آخر را نمىگويد تا مرتكب حرام شده باشد. بنابراين حداكثر لغويت تكلّم به لبّيك آخر است، نه چيز ديگر. پس چرا ما اذهان زائران را با بيان اينگونه اختلاف انظار، مشوّش، و حال خوشِ آنان در حال تلبيه را تبديل به همهمه و پچ پچ و شكّ و دو دلى كنيم. علاوه بر اينكه - درست يا نادرست - هنگام بيان كيفيت تلبيه، برخى از فقها «لبّيك» آخر را نيز افزودهاند؛ مثلاً در حاشيۀ مرحوم آية الله حاج آقا حسين بروجردى بر مناسك شيخ انصارى رحمهما الله مىخوانيم:
اولى بلكه احوط آن است كه در آخر يك «لبّيك» ديگر بگويد. 1
نيز در حاشيۀ مرحوم آية الله گلپايگانى رحمه الله بر مناسك مزبور آمده است:
احوط اضافۀ يك لبّيك ديگر است بعد از «لاشريك لك». 2
نكتۀ ديگرى كه شايسته است روحانيان كاروانها رعايت كنند، تعجيل نكردن در محرم شدن و خروج از ميقات، و نيز تعجيل نكردن و عدم شتاب در خروج از احرام است.
بسيارى از زائران مىگويند: وقتى به طور طبيعى ما پس از ورود به مكّه چند روز در مكّه مىمانيم، چرا با شتاب و دستپاچگى ما را براى اداى اعمال عمرۀ تمتع مىبرند؟ در حالى كه پس از آن چند روز بيكاريم؟ امسال يكى از رابطين كاروانها در اين زمينه، جستار ذيل را نوشت كه در نشريۀ زائر چاپ شد:
بقاى در حالت احرام و تعجيل نكردن در خروج از آن (جز در شرايط خاص) موضوعى است كه بايد به آن بيشتر توجه شود.
تعجيل در محرم شدن و خروج سريع از مسجد شجره و بجا آوردن اعمال و خروج سريع از احرام، موجب كاستن از آثار مثبت اين عبادت و دور شدن از فلسفۀ آن است. از همين رو، توجه به سكون و آرامش حجاج و شتاب نورزيدن در خروج از احرام نكتهاى قابل توجه به ويژه براى همه روحانيون و مديران محترم كاروانهاست.
اين نكته با توجه به شرايط ذيل بيشتر قابل توجه است:
1. حجاج نوعاً مدتى طولانىتر پيش از اعمال حج در مكه اقامت دارند، چه خوب است بخشى از اين فرصت به جهت استفاده از مواهب احرام صرف شود.