145نخستين فرصت يعنى به هنگام هجرت اقدام به تشكيل حكومت كرد. از آنجا نيز مىتوان نتيجه گرفت حكومت، تمام تلاشها و كوششهايش از جنگ و صلح گرفته تا برنامههاى آموزشى و فرهنگى، اقتصادى و نظامى همه در مسير بندگى خدا و بندگى خالى از هرگونه شرك است.
شخصى به نام ابومحمد از دولت كنيا درباره ظهور مهدى منتظر عليه السلام از «رابطة العالم الإسلامى» سؤالى كرد و دبير كل رابطه يعنى «محمد صالح اقواز» در پاسخى كه براى او فرستادهاند ضمن تصريح به اينكه ابن تيميه، پدر فكرى مذهب وهابيان نيز احاديث مربوط به ظهور مهدى عليه السلام را پذيرفته، متن رسالهاى را كه پنج نفر از علماى معروف و سرشناس فعلى حجاز در اين زمينه تهيه كردهاند، براى او ارسال داشته است. در اين رساله پس از ذكر نام حضرت مهدى(عج) و محل ظهور او يعنى مكة المكرمه چنين مىخوانيم:
«وهنگام ظهور، خداوند به وسيله حضرت مهدى (عج) جهان را پر از عدل و داد مىكند؛ جهانى كه از ظلم و ستم پر شده است. او آخرين خلفاى دوازده گانه است كه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر از آنها در كتب صحاح داده است».
بعضى از دانشمندان اسلامى در اين زمينه كتابهاى مخصوصى تأليف كردهاند؛ از جمله:
ابونعيم در اخبار المهدى، ابن حجر هيثمى در القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر، شوكانى در التوضيح فى تواتر ما جاء فى منتظر و الدجال والمسيح، ادريس عراقى مغربى در كتاب المهدى، و ابوالعباس ابن مومن المضابى در كتاب الوهم المكنون فى الرد على ابن خلدون و آخرين كسى كه در اين زمينه بحث مشروحى نگاشته، مدير دانشگاه اسلامى مدينه است كه در چندين شماره در مجله دانشگاه مزبور بحث كرده است. عدهاى از بزرگان و دانشمندان و علماى كبار ما از قديم و جديد نيز در نوشتههاى خود تصريح كردهاند كه احاديث در زمينه مهدى در حد تواتر است و به هيچ وجه قابل انكار نيست. در مناقب شافعى و شيخ سيوطى در الحاوى فرمودهاند: «اعتقاد به ظهور مهدى، بر هر مسلمانى واجب است و اين جزء عقايد اهل سنت و جماعتِ ملت ما محسوب مىشود و جز افراد بى خبر يا بدعت گذاران، كسى آن را انكار نمىكند».