106نكتۀ ديگرى كه در آيه وجود دارد خوف و رجائى است كه در دعاى ابراهيم عليه السلام به چشم مىآيد. 1 با يك چشم به فقر خود نگريست و از خدا خواست او را از بندگى صنمها نجات دهد و با چشم ديگر به حالت بسط درآمد و با زبان بسط و انبساط از خدا خواست كه سرزمين مكه را امن و آباد قرار دهد. ابراهيم عليه السلام به حكم «تلوين» فعل خود ديد و از خدا امنيت و آرامش شهر مكّه را خواست. او همچنين به حكم «تمكين» راه «خلّت» (چون ابراهيم عليه السلام خليل اللّٰه است) پيش گرفت و فعل خود نديد و از خدا تقاضاى كمال بندگى نمود. لذا ابراهيم ميان دو حالت خوف و رجا، قبض و بسط و تلوين و تمكين مردد است و اين ترديد ابدى است و مبارك كه از ويژگىهاى انسان كامل مىباشد.
* چنانكه گذشت، ابراهيم عليه السلام در موردى ديگر هم تقاضاى امنيت شهر مكه را از خدا داشته است:
وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هٰذٰا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرٰاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ؛ 2
«و ابراهيم گفت اى پروردگار من، اين شهر را جاى امنى گردان و از مردمش آنان را كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند از هر ثمره [ اى] روزى ساز.»
نكات عرفانى كه در موردآيه قبل بيان شد ذيل اين آيه هم ارائه شده است. 3 اما بعضى به نكتۀ ظريفى اشاره كردهاند و آن اينكه رمز اجابت دعاهاى ابراهيم عليه السلام در اين نكته نهفته است كه درخواستهاى او آميخته به نفع شخصى نبود. آن پيامبر بزرگ الهى درخواستى براى خود نداشت، بلكه دعاهاى او واقعاً از خدا و براى ديگران بود. و اين يكى از سنتهاى الهى است كه هرگاه بندهاى صادقانه از خدا و براى غير خود درخواستى داشته باشد، خداوند آن دعا را در حق او و ديگران اجابت مىكند. 4