528فرمود: اين نامه را براى آن مىنويسم كه پس از من گمراه نشويد و در حديث «ثقلين»، عين همين جمله را آورده؛ و علت پيروى از كتاب و اهل بيت خود را اين دانسته كه پيروى از اين دو «ثقل»، سبب مىشود كه هيچ گاه گمراه نشويد. اينك متن حديث ثقلين:
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثِّقْلَيْنِ مٰا إنْ تَمَسَّكْتُم بِهِما لَن تَضِلّوا؛ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي»: من در ميان شما، دو چيز گرانبها مىگذارم، تا از آن دو پيروى مىنماييد هرگز گمراه نمىشويد. اين دو چيز گرانبها عبارتند از: كتاب خدا (قرآن) و عترت و اهل بيت من.
آيا با ملاحظۀ الفاظ اين دو حديث و تشابهى كه ميان آنها حكمفرماست، نمىتوان حدس قطعى زد كه هدف پيامبر صلى الله عليه و آله از خواستن قلم و كاغذ، نوشتن مضمون حديث ثقلين، و يا قدرى هم بالاتر از آنچه حديث ثقلين آن را مىرساند؛ بوده است و آن همان، تحكيم ولايت و وصايت وصىّ بلافصل خود بود كه در هيجدهم ذى الحجه، در نقطۀ افتراق حجاج عراقى و مصرى و حجازى (غدير خم) به طور شفاهى اعلام گرديد.
آخرين وداع با ياران
پيامبر صلى الله عليه و آله ، در طول بيمارى خود گاه بيگاهى به مسجد مىآمد و با مردم نماز مىگزارد و برخى از موضوعات را تذكر مىداد.
در يكى از روزهاى بيمارى، در حالى كه سرش را با پارچهاى بسته بود و على عليه السلام و فضل بن عباس زير بغلش را گرفته بودند و پاهايش بر زمين كشيده مىشد؛ وارد مسجد شد، و روى منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: مردم! وقت آن رسيده است كه من از ميان شما غايب گردم. اگر به كسى وعدهاى دادهام آمادهام انجام دهم، و هركس طلبى از من دارد بگويد تا بپردازم. در اين موقع مردى برخاست و عرض كرد چندى قبل به من وعده داديد كه اگر ازدواج كنم، مبلغى به من كمك كنيد. پيامبر صلى الله عليه و آله فوراً به فضل دستور داد، كه مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پايين آمد و به خانه رفت. سپس روز جمعه سه