520سربازان اسلام دستهدسته به آنجا بيايند، و همگى در وقت معينى حركت كنند.
پيامبر صلى الله عليه و آله ، از اينكه جوان نورسى را براى فرماندهى انتخاب نمود، و بزرگانى از مهاجر و انصار را زير دست او قرار داد، دو نظر داشت:
نخست خواست از اين طريق مصيبتى را كه متوجۀ «اسامه» شده بود جبران كند و شخصيت او را بالا ببرد، زيرا او پدرش را در جنگ با روميان از دست داده بود.
در درجۀ دوم خواست قانون «تقسيم كار و مقام» براساس «شخصيت و لياقت» را زنده كند، و آشكارا برساند، مقام و موقعيتهاى اجتماعى جز لياقت و كاردانى، چيز ديگرى نمىخواهد، و هيچگاه در گرو سن و سال نيست تا جوانانى كه داراى لياقت و شايستگى هستند، خود را براى يك سلسله مسئوليتهاى سنگين اجتماعى آماده سازند، و بدانند در آيين اسلام مقام و موقعيت، رابطۀ مستقيم، با لياقت و كاردانى دارد نه با سن و سال.
اسلام واقعى، همان انضباط شديد، در برابر تعاليم عالى خدا است، و مسلمان حقيقى كسى است كه بسان سرباز جبهۀ جنگ، در برابر دستورات او تسليم گردد و همه را از جان و دل بپذيرد؛ خواه به سود او تمام شود، يا به زيان وى. خواه مطابق تمايلات و خواستههاى درونى او باشد، يا مخالف آن.
امير مؤمنان عليه السلام ، در جملۀ كوتاهى اما بسيار پرمغز، حقيقت اسلام را چنين تعريف مىفرمايد:
«الاسلام هو التسليم» 1 : آئين اسلام جز تسليم در برابر دستورات آن، چيزى نيست.
كسانى كه در انجام دستورات اسلام، راه تبعيض را پيش مىگيرند و هر جا كه آن را مخالف خواستههاى درونى خود مىيابند؛ فوراً زبان به اعتراض گشوده، به بهانههاى مختلفى شانه از آن خالى مىنمايند، چنين گروهى فاقد انضباط اسلامى بوده، تسليم واقعى را كه اساس و ريشۀ اسلام است دارا نمىباشند.