444كه محاسنش به جهازى كه روى شتر نهاده بودند، رسيد. و براى احتياط سپاه خود را تقسيم نمود، قسمتى از سپاه را از بالاى مكه و قسمت ديگر را از پايين، روانه ساخت. به اين نيز اكتفا نكرده، از كليه راههايى كه به شهر منتهى مىشد، واحدهايى را به سوى شهر اعزام نمود.
تمام واحدها بدون نبرد و جنگ وارد شهر شدند و دروازهها به روى آنها باز بود؛ جز در مسير واحدى كه خالد بن وليد فرماندهى آن را در اختيار داشت، دستهاى به تحريك عكرمه و صفوان، و سهيل به نبرد پرداختند و با پرتاب كردن تير و شمشير، به سوى آنان ابراز مقاومت كردند؛ ولى با دادن دوازده يا سيزده كشته محركان متوارى گرديدند، و ديگران پا به فرار گذاردند. 1
بار ديگر ابو سفيان در اين حادثه، ناخودآگاه به نفع اسلام فعاليت كرد. هنوز رعب كاملاً سراسر بدن او را فراگرفته بود، و مىدانست مقاومت جز ضرر سودى ندارد؛ از اينرو، براى جلوگيرى از خونريزى، فرياد كشيد و گفت: اى ملت قريش! جان خود را در خطر نيفكنيد، زيرا جنگ و نبرد در برابر ارتش منظم محمد صلى الله عليه و آله بىفايده است. برويد اسلحه را بر زمين بگذاريد، و در خانههاى خود بنشينيد و درها را ببنديد و يا به مسجد و محيط كعبه پناه ببريد، زيرا در اين صورت جان شما از خطر محفوظ خواهد ماند.
گفتار ابو سفيان در آنها اثر خاصى بخشيد. از اين نظر، گروهى به خانهها و گروهى ديگر به محيط مسجد پناهنده شدند.
پيامبر صلى الله عليه و آله از نقطهاى به نام «اذاخر»، برق شمشير سربازان واحد خالد را كه در حال صعود و نزول بود، مشاهده كرد و از علت نبرد آگاه شده فرمود: «قضاء اللّٰه خير»: خواست خدا از همه چيز بهتر است.
مركب رسول خدا صلى الله عليه و آله با حشمت و شكوه هر چه تمامتر، از بالاترين نقطۀ مكه (اذاخر) وارد شهر گرديد و در «حجون»، كنار قبر عم بزرگوار خود «ابو طالب» فرود آمد و خيمۀ مخصوصى براى حضرتش زده شد تا به استراحت بپردازد، و