443فريادى مشت بر سندان بود. گروهى از سران افراطى، مانند «صفوان اميه» و «عكرمة بن ابى جهل» و «سهيل بن عمرو» (قهرمان و نمايندۀ مخصوص قريش در صلح حديبيه)، سوگند ياد كردند كه از ورود نيروهاى اسلام به شهر جلوگيرى كنند؛ و گروهى فريب آنان را خورده، با شمشيرهاى برهنه راه را به روى نخستين واحد ارتش اسلام بستند.
نيروهاى نظامى اسلام وارد شهر مىشوند
پيش از آنكه نيروهاى اسلام وارد شاهراههاى مكه شوند، پيامبر صلى الله عليه و آله تمام فرماندهان را احضار كرد و فرمود:
تمام كوشش من اين است كه فتح مكه بدون خونريزى صورت گيرد. از اين نظر، از كشتن افراد غير مزاحم بايد خوددارى نمود، ولى بايد ده نفر به نامهاى «عكرمة بن ابى جهل» و «هبّار بن الاسود» و «عبد اللّٰه بن سعد ابى سرح» و «مِقيس حُبابه ليثى» 1 و «حويرث بن نُقَيذ» و «عبد اللّٰه بن خطل» و «صفوان بن اميه» و «وحشى بن حرب» قاتل حمزه و «عبد اللّٰه بن الزبيرى» و «حارث بن طلاطلة» و چهار زن كه هر كدام از اين ده نفر مرتكب قتل و جنايت شده و يا آتشافروز جنگهاى گذشته بودند؛ در هر كجا دستگير شوند بلافاصله اعدام گردند. 2
اين فرمان به وسيلۀ فرماندهان به تمام سربازان اعلام گرديد. با اينكه وضع روحى مردم مكه براى پيامبر صلى الله عليه و آله روشن بود، با اين حال، هنگام ورود به شهر مكه احتياط نظامى را از دست نداد و نقشه به قرار زير بود:
همۀ واحدها در يك مسير به «ذى طوى» (نقطۀ مرتفعى است كه از آنجا خانههاى مكه و بيت و مسجد الحرام پيدا است) در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را يك هنگ پنج هزار نفرى احاطه كرده بود، رسيدند. وقتى ديدگان پيامبر صلى الله عليه و آله به خانههاى مكه افتاد، اشك شوق در چشمانش حلقه زد؛ و از پيروزى بزرگى كه بدون مقاومت قريش مكه را در دست گرفت، به عنوان سپاسگزارى آنچنان خم شد