432گرديد.
از اينرو، «ساره»، دو سال پس از بدر به مدينه آمد. وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله از وى پرسيد آيا اسلام آوردهاى؟ گفت نه. فرمود: براى چه اينجا آمدهاى؟ گفت: قريش اصل و نسب من مىباشند و گروهى از آنان كشته و گروهى به مدينه مهاجرت نمودهاند، و پس از جنگ «بدر» كار من رونق خود را از دست داد؛ و من روىِ احتياج به اينجا آمدهام. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فوراً دستور داد: كه پوشاك و خوراك لازم در اختيار او بگذارند.
با اينكه او مشمول مراحم پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بود؛ ولى با گرفتن مبلغ ده دينار از «حاطب بن ابى بلتعه»، جاسوسى بر ضد اسلام را به عهده گرفت، و حاضر شد نامه وى را - كه حاكى از آمادگى مسلمانان براى فتح مكه بود - به قريش برساند. 1
پيامبر صلى الله عليه و آله سه سرباز رشيد خود را خواست، و به آنها مأموريت داد كه راه مكه را پيش گيرند و اين زن را در هر كجا ديدند دستگير نمايند و نامه را از وى بگيرند. پيامبر صلى الله عليه و آله اين مأموريت را به على عليه السلام و زبير و مقداد داد. آنان در نقطهاى به نام «روضة خاخ» 2، زن را دستگير كرده و بارهاى او را دقيقاً وارسى كردند، ولى چيزى نيافتند. از طرفى، زن جاسوس بردن نامه را از طرف «حاطب» شديداً تكذيب مىكرد.
على عليه السلام فرمود: به خدا قسم پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز خلاف نمىگويد، بايد نامه را بدهى، و الّا به هر قيمتى باشد نامه را از تو مىگيرم.
در اين لحظه، «ساره» احساس كرد على عليه السلام سربازى است كه تا فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله را انجام ندهد، دست بر نمىدارد. از اين لحاظ، به حضرت گفت كه مقدارى فاصله بگيرد. سپس نامۀ كوچكى را از لابلاى تابهاى گيسوان بلند خود بيرون