399متوجه در دژ گرديد، و آن را از جاى خود كند، و تا پايان كارزار به جاى سپر به كار برد. پس از آنكه آن را بر روى زمين افكند، هشت نفر از نيرومندترين سربازان اسلام از آن جمله ابو رافع، سعى كردند كه آن را از اين رو به آن رو كنند، نتوانستند. 1 در نتيجه قلعهاى كه مسلمانان ده روز پشت آن معطل شده بودند، در مدت كوتاهى گشوده شد.
يعقوبى، در تاريخ خود 2 مىنويسد: در حصار از سنگ و طول آن چهار ذرع و پهناى آن دو ذرع بود. شيخ مفيد، در ارشاد 3 به سند خاصى از امير مؤمنان، سرگذشت كندن درِ خيبر را چنين نقل مىكند: من درِ خيبر را كنده به جاى سپر به كار بردم و پس از پايان نبرد آن را مانند پل به روى خندقى كه يهوديان كنده بودند، قرار دادم.
سپس آن را در ميان خندق پرتاب كردم مردى پرسيد آيا سنگينى آن را احساس نمودى؟ گفتم به همان اندازۀ سنگينى كه از سپر خود احساس مىكردم.
نويسندگان سيره مطالب شگفتانگيز دربارۀ كندن باب خيبر و خصوصيات آن و رشادتهاى على عليه السلام كه در فتح اين دژ انجام داده، نوشتهاند. اين حوادث، هرگز با قدرتهاى معمولى بشرى وفق نمىدهد. امير مؤمنان، خود در اين باره توضيح داده و شك و ترديد را از بين برده است. آن حضرت در پاسخ شخصى چنين فرمود:
«مَا قَلَعتُها بِقوّةٍ بَشَريّة وَ لكن قَلَعتُها بِقُوّة إلهيّة و نفس بلقاء ربّها مطمئنة رضية» 4 يعنى من هرگز آن در را با نيروى بشرى از جاى نكندم، بلكه در پرتو نيروى خداداد و با ايمانى راسخ به روز باز پسين اين كار را انجام دادم.
گذشت در هنگام پيروزى
مردان الهى و جوانمردان بزرگ جهان، به هنگام فتح و پيروزى، با دشمن ناتوان و رنجور، با كمال لطف و محبت معامله مىنمايند. اغماض و گذشت