352
كار ستون پنجم به كجا انجاميد؟
روزى شاس بن قيس يهودى به نمايندگى از قلعه فرود آمد و با پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله تماس گرفت؛ و درخواست كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه دهد «بنى قريظه» مانند يهوديان ديگر اموال منقول خود را برداشته، از محيط مدينه بيرون روند. پيامبر صلى الله عليه و آله طرح وى را نپذيرفت و فرمود: بايد بدون قيد و شرط تسليم گردند. «شاس» طرح را عوض كرد و گفت: بنى قريظه حاضرند اموال خود را در اختيار مسلمانان بگذارند، و محيط مدينه را ترك نمايند، پيامبر صلى الله عليه و آله اين طرح را نيز نپذيرفت. 1
در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه چرا پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله با طرح نمايندۀ «بنى قريظه» موافقت نكرد. علت روشن است، زيرا هيچ بعيد نبود كه اين گروه مانند گروه بنى نضير، وقتى از تيررس مسلمانان بيرون رفتند، باز با تحريك نيروهاى عرب بتپرست، اسلام و مسلمانان را با خطرات بزرگى روبرو سازند، و باعث شوند كه خون عدۀ زيادى، ريخته شود. از اين جهت، پيامبر صلى الله عليه و آله با طرح وى موافقت نكرد و شاس برگشته، مراتب را به مقامات بالا رسانيد.
تصميم نهايى بنى قريظه اين شد، كه بدون قيد و شرط تسليم مسلمانان شوند، و يا بنا به نقل برخى از مورخان، آنچه «سعد معاذ» همپيمان آنها دربارۀ آنها روا دانست، بىچون و چرا بپذيرند. از اين نظر، درهاى دژ باز شد، امير مؤمنان على عليه السلام با ستون مخصوصى وارد دژ گرديده، همه را خلع سلاح كرد، و آنان را در منازل «بنى النجار» بازداشت نمود تا سرنوشت آنها روشن شود.
چون در گذشته يهوديان «بنى قينقاع»، به وسيلۀ ارتش اسلام دستگير و با مداخلۀ خزرجيان، خصوصاً «عبد اللّٰه ابى» بخشوده شدند، و پيامبر صلى الله عليه و آله از ريختن خون آنها صرفنظر كرد؛ از اين نظر، «اوسيان» براى رقابت با خزرجيان، بيش از حد به پيامبر صلى الله عليه و آله فشار آوردند، كه «بنى قريظه» را به پاس پيمانى كه با آنها دارند، ببخشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر درخواست آنها مقاومت كرد و فرمود: داورى در اين موضوع را به عهدۀ بزرگ شما و رئيس گروه اوس، يعنى «سعد معاذ» مىگذارم.