2851 - نخستين فرد ثابت و پايدار، افسر رشيدى است كه 26 بهار از عمر او گذشته بود و از سنين طفوليت تا روز وفات پيامبر صلى الله عليه و آله ، همراه او بود و لحظهاى از فداكارى و يارى او دست برنداشت.
اين افسر ارشد، اين فداكار واقعى، مولاى متقيان، امير مؤمنان على عليه السلام است؛ كه صفحات تاريخ، خدمات و فداكارىهاى او را در ترويج اسلام و دفاع از حريم و آئين توحيد ضبط نموده است.
اساساً اين پيروزى مجدد، به سان پيروزى نخستين، به وسيلۀ رشادتها و از خودگذشتگىهاى آن مرد فداكار انجام گرفت. زيرا علت فرار قريش، در آغاز نبرد اين بود كه پرچمداران آنها يكى پس از ديگرى با شمشير على عليه السلام كشته شدند و در نتيجه، رعب طاقتفرسايى در دلِ ارتش قريش افتاد كه توانِ پايدارى را از آنها سلب نمود.
نويسندگان معاصر مصرى كه وقايع اسلام را تحليل و تجزيه نمودهاند، حق على عليه السلام را به گونهاى كه شايستۀ مقام او است و يا لا اقل به قسمى كه در تواريخ ضبط شده است، ادا نكردهاند، و فداكارى امير مؤمنان عليه السلام را در رديف ديگران قرار دادهاند. از اين نظر لازم مىدانيم اجمالى از فداكارىهاى آن حضرت را در اينجا منعكس سازيم:
1 - «ابن اثير»، در تاريخ خود 1 مىنويسد: وجود پيامبر صلى الله عليه و آله از هر طرف مورد هجوم دستههائى از ارتش قريش قرار گرفت. هر دستهاى كه به آن حضرت حمله مىآورد، على عليه السلام به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها حمله مىكرد، و با كشتن برخى، موجبات تفرق آنها را فراهم مىساخت. اين جريان چند بار در احد تكرار شد. در برابر اين فداكارى، امين وحى نازل گرديد و فداكارى على عليه السلام را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله ستود و گفت: اين نهايت فداكارى است كه اين افسر از خود نشان مىدهد، رسول خدا صلى الله عليه و آله امينِ وحى را تصديق كرد و گفت: من از على عليه السلام ، و او از من است.
سپس ندايى در ميدان شنيده شد كه مضمون آن دو جملۀ زير بود: