277بيشتر نگهبانان تيرانداز در برابر دستور فرمانده مقاومت به خرج دادند و گفتند: توقف ما در اينجا بىثمر است و منظور پيامبر صلى الله عليه و آله جز اين نبوده كه ما در حال جنگ اين دره را نگهبانى نمائيم و اكنون نبرد پايانيافته است.
بر اين اساس، چهل تن از مقر نگهبانى فرود آمدند، و جز ده نفر در آنجا، كسى باقى نماند. خالد بن وليد كه قهرمانى شجاع و جنگآزموده بود، و از آغاز نبرد مىدانست كه دهانۀ دهليز كليد پيروزى است، و چند بار خواسته بود از آنجا وارد پشت جبهۀ جنگ شود با پرتاب تير از طرف تيراندازان روبرو شده بود و اين بار از كمىِ افراد نگهبان استفاده كرد، سربازان خود را به پشت سر نيروى اسلام رهبرى نمود، و با يك حملۀ چرخشى توأم با غافلگيرى در پشت سر مسلمانان ظاهر گرديد، و مقاومت گروه كمى كه روى تپه مستقر بودند سودى نبخشيد.
تمام آن ده نفر پس از جانبازىهاى زياد به وسيلۀ سربازان خالد بن وليد و عكرمة بن ابى جهل كشته شدند. چيزى نگذشت كه مسلمانانِ غير مسلح و غفلتزده، از پشت سر مورد حملۀ سخت دشمن مسلح قرار گرفتند.
خالد پس از آنكه نقطۀ حساس را تصرف كرد، ارتش شكستخوردۀ قريش را كه در حال فرار بودند براى همكارى دعوت نمود، و با فريادها و نعرههاى زياد روح مقاومت و استقامت قريش را تقويت كرد.
چيزى نگذشت كه بر اثر از همپاشيدگى وضع صفوف مسلمانان، ارتش قريش به سوى ميدان بازگشتند و از پيش رو و پشت سر سربازان اسلام را احاطه كرده و مجدداً نبرد ميان آنان آغاز گرديد.
علت اين شكست، از ناحيۀ كوتاهى آن گروهى بود كه براى هدفهاى مادى سنگر را خالى گذاردند، و ندانسته راه ورود را براى دشمن باز كردند، به طورى كه نيروى سوارهنظام قريش، به فرماندهى خالد بن وليد، از پشت سر وارد جبهه گرديد.
حملۀ خالد با حملۀ عكرمه فرزند ابو جهل تأييد شد، در اين هنگام، هرج و مرج بىسابقه و شگفتآورى در ارتش اسلام بوجود آمد. مسلمانان چاره نديدند جز اين كه به طور دستههاى پراكنده به دفاع بپردازند، ولى چون رشتۀ فرماندهى از