260دورانديشان آنها، اين عمل را سخت تقبيح كردند و افزودند كه ممكن است اين كارها بعدها مرسوم گردد، و دشمنان ما از «بنى بكر» و «بنى خزاعه» قبر مردگان ما را بشكافند.
پيامبر صلى الله عليه و آله ، شب پنجشنبه پنجم ماه شوال سال سوم هجرت، براى كسب خبر «انس» و «مونس»، فرزندان «فضاله» را بيرون مدينه فرستاد تا او را از اخبار قريش آگاه سازند. آن دو نفر خبر آوردند كه سپاه قريش نزديك مدينه است و مركبهاى خود را براى چرا در كشتزارهاى مدينه رها كردهاند. «حباب بن منذر» خبر آورد كه پيشروان سپاه قريش به مدينه نزديك شدهاند. عصر پنجشنبه، پيشروى بيشتر سپاه قريش به سوى مدينه و استقرار آنان در دامنۀ كوه احد تاييد گرديد. مسلمانان از آن مىترسيدند كه قريش با حملۀ شبانه آسيبى به پيامبر صلى الله عليه و آله برسانند. از اين جهت، سران اوس و خزرج شب را با اسلحه در مسجد بسر مىبردند، و خانۀ پيامبر صلى الله عليه و آله و دروازههاى شهر را نگهبانى مىنمودند، تا روز روشن فرا رسد و تكليف آنها از نظر تاكتيك جنگى معين گردد.
منطقه احد
درۀ طولانى و بزرگى كه راه بازرگانى شام را به يمن وصل مىكرد، «وادى القرى» ناميده مىشد. در هر نقطهاى كه امكانات زندگى وجود داشت، قبايل مختلفى از عرب و يهود در آن سكنى مىگزيدند. از اين نظر در طول اين دره، دهكدههايى پديد آمده بود، كه اطراف آنها با سنگها محصور شده بود. مركز اين دهكدهها، «يثرب» به شمار مىرفت كه بعداً «مدينة الرسول» ناميده شد.
هركس كه از مكه وارد مدينه مىشد، ناچار بود، از طرف جنوب آن وارد اين مركز گردد. ولى چون اين منطقه، يك نقطۀ سنگلاخى بود، نقل و انتقال ارتش در آن به زحمت صورت مىگرفت. ارتش قريش هنگامى كه به نزديكى «مدينه» رسيد، راه خود را كج كرد و در شمال مدينه در «وادى عقيق» در دامنۀ كوه احد مستقر گرديد.
اين نقطه بر اثر نبودن نخلستان و هموار بودن زمين، براى هرگونه فعاليتهاى نظامى آماده بود. مدينه از اين سمت بيشتر آسيبپذير بود، زيرا موانع