246كه در كورۀ تب مىسوخت با بيمارى مخصوصى جان سپرد.
داستان شركت عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله ، در غزوۀ بدر، از مشكلات تاريخ است. او از كسانى است كه در اين جنگ اسير مسلمانان گرديد. او از يك طرف در اين نبرد شركت مىكند، از طرف ديگر در پيمان عقبه مردم مدينه را براى حمايت از پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت مىنمايد. راه حل همان است كه ابو رافع، غلام او مىگويد: او از كسانى بود، كه مانند برادرش ابو طالب، به آيين توحيد و رسالت برادرزادهاش ايمان قطعى داشت؛ ولى مصالح روز اقتضا مىكرد كه ايمان خود را پنهان بدارد و از اين طريق پيامبر صلى الله عليه و آله را كمك كند و برادرزادۀ خود را از تداركات و نقشههاى شوم قريش آگاه سازد. چنان كه در جنگ «احد» نيز اين كار را انجام داد. او نخستين كسى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله را از نقشه و حركت قريش آگاه ساخت.
انتشار خبر مرگ هفتاد تن از عزيزان قريش، اكثر خانههاى مكيان را داغدار ساخت، و هرگونه شور و نشاط را از ميان آنان برچيد. 1
گريه و نوحهسرائى ممنوع گرديد
ابو سفيان، براى اينكه قريش را در حالت خشم و غضب نگاه دارد، و پيوسته مردم براى گرفتن انتقام خون دلاوران قريش آماده باشند؛ دستور داد كه احدى حق گريه و ناله ندارد، يا شاعرى شعر بگويد. زيرا گريه و نوحه از حس انتقام مىكاهد و باعث شماتت دشمنان مىگردد. و براى تحريك مردم، اعلان كرد كه هرگز با زنى نزديكى نخواهد كرد، مگر اينكه انتقام كشتهشدگان را از مسلمانان بگيرد.
«اسود مطلب»، بر اثر از دست دادن سه فرزند در آتش خشم و غضب مىسوخت. ناگهان گريه و زارى زنى را شنيد، خوشحال شد و تصور كرد كه گريه بر كشتهشدگان آزاد گرديده است. كسى را فرستاد تا از جريان تحقيق كند. كه خبر آوردند علت گريۀ زن اين است كه شتر خود را گم كرده است و