225سرمهدانى به دست گرفته پيش روى او قرار دادند و گفتند: اميه! اكنون كه از دفاع از مرز و بوم، از ثروت و تجارت خود، سر برمىتابى، و بسان زنان، گوشهگيرى و تخلف را بر نبرد در صحنۀ جنگ برگزيدى، جاى آن دارد مانند زنان سرمه بكشى و نام خود را از رديف نامهاى مردان دلاور بيرون آورى.
اين صحنه، چنان اميّه را تحريك كرد كه بىاختيار لوازم سفر خود را برداشت و با قافلۀ قريش براى نجات كاروان به راه افتاد. 1
مشكلى كه قريش با آن روبرو شدند
زمان حركت اعلام شد. سران قريش متوجه شدند كه دشمن سرسختى، مانند قبيلۀ بنى بكر در پيش دارند.
چه بسا ممكن است از پشت مورد حملۀ آنان قرار گيرند. دشمنى بنى بكر با قريش روى خونريزى بود كه ابن هشام تفصيل آن را در سيرۀ خود نوشته است. 2 در اين هنگام «سراقة بن مالك»، از اشراف بنى كنانه كه تيرهاى از بنى بكر است به آنها اطمينان داد، كه هرگز چنين حادثهاى رخ نخواهد داد، و قريش با اطمينان كامل از مكه بيرون بروند.
پيامبر صلى الله عليه و آله براى مقابله با كاروان بازرگانى قريش، از مدينه حركت كرده بود و در منزلى به نام «ذفران» فرود آمد. و در انتظار عبور كاروان بود. ناگهان گزارش تازهاى رسيد، و افكار فرماندهان ارتش اسلام را دگرگون ساخت، و فصل جديدى در زندگى آنها گشود. گزارش به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، كه مردم مكه براى حفاظت كاروان از مكه بيرون آمدهاند، و در همين حوالى تمركز يافتهاند و طوايف در تشكيل اين ارتش شركت كردهاند.
رهبر عزيز مسلمانان خود را بر سر دوراهى ديد، از يك طرف او و ياران وى براى مصادرۀ كالاهاى تجارتى از مدينه بيرون آمده بودند و براى مقابله با يك ارتش بزرگ مكه آمادگى نداشتند؛ چه از نظر نفرات و چه از نظر وسائل جنگى. از طرف ديگر اگر از راهى كه آمده بودند بازمىگشتند، افتخاراتى را كه در پناه