205گرديد. شيون زنان در آن ميان به آسمان بلند بود. او مشاهده كرد جز دفاع از حريم اسلام و مسلمانان چارۀ ديگرى ندارد؛ رو به آنها كرد و گفت هر كس كه مىخواهد بدن او قطعهقطعه گردد، و خون او ريخته شود نزديك آيد. 1 آثار خشم و غضب در سيماى وى آشكار بود. مأموران قريش مطلب را جدى تلقى كرده، و از در مسالمت وارد شدند و از راهى كه آمده بودند بازگشتند.
ابن اثير مىنويسد: هنگامى كه على عليه السلام وارد «قبا» گرديد پاهاى او مجروح شده بود به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر دادند كه على عليه السلام آمد ولى قدرت ندارد خدمت شما بيايد. رسول گرامى صلى الله عليه و آله بلافاصله به نقطهاى كه على عليه السلام بود تشريف برد، و او را در بغل گرفت و هنگامى كه چشم او به پاهاى مجروح على عليه السلام افتاد؛ قطرات اشك از ديدگان او سرازير گشت. 2
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله در روز دوازدهم ربيع وارد قبا گرديد؛ و على عليه السلام در نيمۀ همان ماه به پيامبر صلى الله عليه و آله پيوست. 3 مؤيد اين گفتار، مطلبى است كه «طبرى» در تاريخ خود مىنويسد: على عليه السلام سه روز پس از مهاجرت پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه اقامت گزيد، و در اين مدت سپردههاى مردم را به صاحبان خود بازگردانيد. 4
جوش و خروش و غريو شادى در مدينه
مردمى كه سه سال بود به پيامبر خود صلى الله عليه و آله ايمان آورده بودند و هر سال نمايندگانى از طرف خود مىفرستادند؛ و هر روز در نمازهاى روزانه نام مقدس او را به زبان جارى مىساختند، هرگاه بشنوند كه بزرگ پيشواى آنان در دو فرسخى مدينه «قبا» رحل اقامت افكنده و چندى بعد عازم شهر آنها خواهد شد، چه