183را از نزديك زيارت كنند و آمادگى خود را براى هرگونه خدمت ابراز دارند و دائرۀ پيمان را از نظر كميت و كيفيت شرائط گسترش دهند. كاروان حج مدينه، كه بالغ بر پانصد نفر بودند، حركت كرد. در ميان كاروان هفتاد و سه تن مسلمان كه دو تن از آنها زن بودند، وجود داشت و بقيه، بىطرف يا متمايل به اسلام بودند. گروه مزبور با پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه ملاقات نمودند و براى انجام دادن مراسم بيعت، وقت خواستند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: محل ملاقات «منى» است. هنگامى كه در شب سيزدهم ذى الحجه، ديدگان مردم در خواب فرو مىرود؛ در پائين «عقبه» 1 به گفتگو بنشينيم.
شب سيزدهم فرا رسيد، رسول گرامى صلى الله عليه و آله پيش از همه با عموى خود «عباس» در عقبه حاضر شدند. پاسى از شب گذشت، ديدگان مشركان عرب، در خواب فرو رفت. مسلمانان يكى پس از ديگرى از جاى خود بلند شدند و مخفيانه به سوى عقبه روى آوردند. عباس، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله مهر خاموشى را شكست و دربارۀ پيامبر صلى الله عليه و آله چنين گفت:
«اى خزرجيان! شما پشتيبانى خود را نسبت به آئين «محمد» ابراز داشتهايد. بدانيد كه وى گرامىترين افراد قبيلۀ خود مىباشد. تمام بنى هاشم، اعم از مؤمن و غير مؤمن دفاع از او را بر عهدۀ خود دارند، ولى اكنون «محمد» جانب شما را ترجيح داده و مايل است در ميان شما باشد. اگر تصميم داريد كه روى پيمان خود بايستيد و او را از گزند دشمنان حفظ كنيد، او مىتواند در ميان شما زندگى كند، و اگر در لحظات سخت قدرت دفاع از او را نداريد، هم اكنون دست از او برداريد و بگذاريد او در ميان عشيرۀ خود با كمال عزت و مناعت و عظمت به سر ببرد».
در اين هنگام «براء بن معرور» بلند شد و گفت: به خدا سوگند هرگز در دل ما غير از آنچه بر زبان ما جارى مىشود، چيز ديگرى نيست. ما جز صداقت و عمل به پيمان، و جانبازى در راه پيامبر صلى الله عليه و آله ، چيز ديگرى در سر نداريم. سپس