166(اسلام) گرديد. هر كسى پيروى او را نمايد؛ سعادتمند مىگردد، هرگاه اجل مرا مهلت مىداد، من از او حوادث و مكاره روزگار را رفع مىنمودم. 1
ما شك نداريم كه وى در اين آرزو راستگو بوده؛ زيرا خدمات و جانفشانىهاى ده سالۀ او، گواه صدق گفتار او است. چنانكه گواه صدق، وعدهاى است كه وى در آغاز بعثت به محمد صلى الله عليه و آله ، تمام اعمام و خويشاوندان خود را دور خود جمع كرد و آئين اسلام را به آنها معروض داشت، ابو طالب به او گفت: برادرزادهام قيام كن، تو والامقامى، حزب تو از گرامىترين حزبهاست، تو فرزند مرد بزرگى هستى، هرگاه زبانى تو را آزار دهد، زبانهاى تيزى به دفاع تو برمىخيزد، و شمشيرهاى برندهاى آنها را مىربايد. به خدا سوگند، اعراب، مانند خضوع كودك نسبت به مادرش، در پيشگاه تو خاضع خواهند شد. 2
آخرين راه
خوب است ايمان و اخلاص ابو طالب را از نزديكان بىغرض او بپرسيم. زيرا، اهلِ خانه به درون خانه و آنچه در آن مىگذرد داناترند: 3
1 - وقتى على عليه السلام خبر مرگ ابو طالب را به پيامبر صلى الله عليه و آله داد؛ وى سخت گريست و به على عليه السلام دستور غسل و كفن و دفن را صادر نمود، و از خدا براى او طلب مغفرت نمود. 4
2 - در محضر امام چهارم، سخن از ايمان ابو طالب به ميان آمد. وى فرمود: