142مفسران معتقدند كه آيات ياد شده در زير، در حق او نازل گرديده است:
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً * وَ جَعَلْتُ لَهُ مٰالاً مَمْدُوداً... تا آيۀ 50 از سورۀ «مدثر»: «مرا با آنكه تنها آفريدهام و فرزندان و مالى دامنه دار به او دادهام وابگذار، او دربارۀ قرآن بينديشيد و حساب كرد، مرده باد، چگونه حساب كرد باز كشته باد چگونه حساب كرد نظر كرد و عبوس شد و چهره درهم كشيد و گفت اين جادوئى است كه نقل مىكند». 1
پافشارى در نسبت جنون
از مسلمات تاريخ است كه پيامبر اسلام، از آغاز جوانى و در ميان مردم به درست كارى و راستگوئى و...
معروف بوده است. حتى دشمنانِ آن حضرت، در برابر اخلاق فاضلۀ او بىاختيار سر تسليم و انقياد فرود مىآورند. يكى از صفات برجستۀ او اين بود كه تمام مردم، او را راستگو صادق و امين مىخواندند. حتى مشركان تا ده سال پس از دعوت علنى، اموالِ ذى قيمت خود را پيش او به عنوان وديعت گذاشته بودند. چون دعوت آن حضرت بر معاندان سخت و گران آمد، همت و مساعى خود را بر اين گماشتند كه مردم را به وسيلۀ پارهاى از نسبتها كه با آن مىتوان كاملاً اذهان را آلوده كرد از او برگردانند. چون مىدانستند كه نسبتهاى ديگر در افكارِ مشركان بىنظر و ساده تأثيرى نخواهد بخشيد. از اينرو، ناگزير شدند كه در تكذيب دعوت آن حضرت بگويند كه منشأ دعاوى او، خيالات و افكار جنونآميزى است كه منافات با صفات زهد و رستگارى او نداشته باشد و در اشاعۀ اين نسبت رياكارانه رنگها ساخته و نيرنگها پرداختند.
از فرط رياكارى، موقع تهمت زدن قيافۀ پاكدامنى به خود گرفته؛ مطلب را به صورت شك و ترديد اظهار مىكردند و مىگفتند كه: أَفْتَرىٰ عَلَى اللّٰهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ؛ 2«به خدا افترا بسته و يا جنون دامنگير او شده است». اين همان شيوۀ