125درباره محمد چيست؟ وى گفت: ما و عبد مناف بر سر شرافت و بزرگى به نزاع برخاستيم، و با آنها رقابت نموديم و از راههائى توانستيم با آنها برابرى نماييم. اكنون كه با آنها برابر شدهايم، مىگويند: براى فردى از قبيلۀ ما وحى نازل مىشود. به خدا سوگند ما هرگز ايمان نخواهيم آورد.
اين نمونهها حسادت و رقابت بزرگان قريش را آشكار مىسازد و باز نمونههاى ديگرى نيز در صفحات تاريخ وجود دارد كه از نقل آنها خوددارى مىشود.
2 - ترس از روز بازپسين
اين عامل بيش از همه، در سرپيچى قريش مؤثر بود؛ زيرا آنان افراد خوشگذران و عياش و بىقيد بودند.
اين افراد كه سالها از آزادىِ مطلق بهرهمند بودند، دعوت محمد را بر ضد عادت ديرينۀ خود تشخيص دادند و ترك عادت آنهم مطابق تمايلات نفسانى، با رنج و تعصب توأم است.
3 - وحشت از عذابهاى سراى ديگر
شنيدن آيات عذاب، كه افراد خوشگذران و ستمگر و بىخبر را با مجازاتهاى سخت بيم مىدهد، هول عجيبى در دل آنها مىافكند و سخت افكار آنها را مشوش و مضطرب مىنمود. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله با صداى دلنشين، آيات مربوط به سراى ديگر را در مجامع عمومى قريش مىخواند؛ آنچنان ولوله بر پا مىگرديد كه بساط بزم و عيش آنها را به هم مىزد. عربى كه خود را براى دفع هرگونه پيشآمدِ ناگوار مجهز مىساخت، و براى تحصيلِ تأمين معاش با تير، قرعه مىزد، و با سنگ فال مىگرفت، و آمد و رفتِ پرندگان را علائم حوادث قرار مىداد؛ هرگز حاضر نبود بدون به دست آوردن تأمين، از عذابى كه «محمد» از آن بيم مىداد آرام بنشيند. از اين نظر با او مبارزه مىكردند، كه نويد و بيم او را نشنوند؛ اينك