124باز گروه ديگرى هستند مانند ابوسفيان و... كه مورخان كاملاً خصوصيات آنها را ضبط نمودهاند، و ما براى اختصار از نقل آنها خوددارى نموديم.
انگيزۀ سركشى سران قريش
اين قسمت يكى از نقاط قابل بحث تاريخ اسلام است؛ زيرا انسان با خود فكر مىكند با اين كه قريش، همگى «محمد» را راستگو و امين مىدانستند و تا آن لحظه كوچكترين لغزشى از او نديده بودند، و كلام فصيح و بليغ او را كه دلها را مىربود مىشنيدند، و گاه و بيگاه كارهاى «خارق العاده» كه از حدود قوانين طبيعت بيرون بود از او مشاهده مىكردند؛ با اين حال چرا تا اين حد با او مبارزه مىنمودند.
علت و يا علل اين سرپيچى را مىتوان چند چيز دانست:
1 - رشك بر پيامبر صلى الله عليه و آله
گروهى از آنها بر اثر رشك و حسادتى كه داشتند، از او پيروى نمىكردند، و آرزو داشتند كه خود صاحب اين منصب الهى باشند.
مفسران در شأن نزول اين آيه: وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ هٰذَا الْقُرْآنُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ؛ 1 «گفتند چرا اين قرآن به مردى بزرگ از مكه و طائف نازل نشد»، چنين مىنويسد كه:
«وليد بن مغيره»، با پيامبر صلى الله عليه و آله ملاقات نمود و گفت من از تو به منصب نبوت سزاوارترم؛ زيرا از نظر سن و ثروت و فرزند بر تو مقدم هستم. 2
«اُمية بن ابى الصلت»، از كسانى بود كه پيش از اسلام دربارۀ پيامبر صلى الله عليه و آله سخن مىگفت، و تا اندازهاى اميدوار بود كه خود به اين مقام بزرگ نائل گردد، ولى تا آخر عمر از پيامبر صلى الله عليه و آله پيروى نكرد، و مردم را بر ضد او مىشوراند.
«اخنس»، كه يكى از دشمنان پيامبر صلى الله عليه و آله بود، از ابو جهل پرسيد كه: رأى تو