123حوادث آينده كه پس از هجرت به وقوع پيوسته است؛ بىتأثير نيست. ما در اينجا به طور فشرده نام و خصوصيات برخى را منعكس مىسازيم:
1 - «ابو لهب»: وى همسايۀ پيامبر صلى الله عليه و آله بود، و هيچ گاه از تكذيب و اذيت وى و مسلمانان دستبردار نبود.
2 - «اسود بن عبد يغوث»: او يكى از مسخرهچيان بود. هنگامى كه مسلمانى بىپناه و تهى دست را مىديد، از روى تمسخر مىگفت: اين تهىدستان، خود را شاهانِ روى زمين مىپندارند و تصور مىكنند كه به همين زودىها تاج و تخت شاه ايران را تصاحب خواهند كرد. 1 ولى اجل مهلت نداد كه او با ديدگان خود ببيند كه چگونه مسلمانان وارث سرزمين قيصر و كسرى و تخت و تاج آنها شدند.
3 - «وليد بن مغيره»: مرد سالخوردۀ قريش كه ثروت هنگفتى در اختيار داشت و در فصل آينده گفتگوى او را با پيامبر صلى الله عليه و آله خواهيم نگاشت.
4 - «اُميّه» و «اُبَىّ»: فرزندان «خلف»: روزى ابىّ استخوانهاى پوسيده و نرمشدۀ مردگان را به دست گرفت و رو به پيامبر صلى الله عليه و آله كرد و گفت:
«انّ رَبَّك يُحيي هذِهِ العِظامِ؟» «آيا پروردگار تو اين استخوانها را زنده مىكند؟»
از مصدر وحى خطاب آمد: قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ؛ 2«بگو همان پروردگارى كه در آغاز آنها را آفريده است، زنده خواهد نمود». اين دو برادر، در جنگ «بدر» كشته شدند.
5 - «ابو الحكم بن هشام»: كه به جهت عناد و تعصب بيجايى كه با اسلام داشت؛ مسلمانان، او را «ابو جهل» خواندند. وى نيز در جنگ «بدر» كشته شد.
6 - «عاص بن وائل»: وى پدر عمرو عاص است، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را «ابتر» (مقطوع النسل) مىخواند.
7 - «عقبة بن ابى معيط»: كه از دشمنان سرسخت پيامبر صلى الله عليه و آله بود و از آزار وى و مسلمانان آنى راحت نمىنشست. 3