91زراعتت چه مقدار ضرر ديد؟ پاسخ داد صد دينار. امام پرسيد. انتظار داشتى چه مقدار محصول از زراعت، به دستت برسد؟ پاسخ داد: غيب نمىدانم. امام فرمود: من پرسيدم انتظار داشتى چه مقدار برايت حاصل داشته باشد؟ گفت: اميد مىرفت دويست دينار كسب كنم. امام سيصد دينار به او داد و فرمود اين قيمت زراعتت و آنچه از زراعتت نيز كه زير پا له شده بود، به حال اول برگشت. آن مرد عمرى بلند شد و پيشانى امام را بوسيد و امام برگشت. وقتى امام به مسجد رفت، او را آنجا ديد كه نشسته است. وقتى نگاهش به امام افتاد، فرياد كرد :اَللّٰهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسٰالَتَهُ. كسانى كه پيش از اين با او هم عقيده بودند، نزدش رفتند و پرسيدند داستان چيست كه از موسى بن جعفر ستايش مىكنى؟ او با آنهاگفتگو و استدلال مىكرد. ازآن پس هر وقت امام به مسجد مىرفت ويا خارج مىشد، او امام را دعا مىكرد. امام به پيروان خود فرمود: حالا بهتر شد يا آن گونه كه شما مىخواستيد؟ من به اين صورت وضعيت اورا اصلاح كردم. 1
3- فريبخوردگان
چنانكه شخصى از مردم شام، به مدينه رفته بود و به امام حسن (ع) دشنام داد.
روى المبرّد و ابن عائشة: أنّ شاميّاً رآه راكباً فجعل يلعنه و الحسن لايردّ، فلما فرغ أقبل الحسن(ع) فسلّم عليه و ضحك، فقال: أيها الشيخ! أظنّك غريباً؟ و لعلك شبّهت، فلو استعتبتنا أعتبناك 2، و لو سألتنا أعطيناك، و لو استرشدتنا أرشدناك، و لو استحملتنا 3 حملناك، و إن كنت جائعاً أشبعناك، و إن كنت عرياناً كسَوْناك، و إن كنت محتاجاً أغنيناك، و إن كنت طريداً 4 آويناك، و إن كان لك حاجة قضيناها