72آنان را شناخت. آنچه در تاريخ درخصوص شخصيت معنوى آنها رسيده، اندكى از افقهاى معنوى و وجودى آنهاست كه برخى ازراويان حديث و نويسندگان سيره و تاريخ بدان دست يافتهاند و اشارتهايى از كهكشان پرستاره وجودى آنهاست كه با ابزار مادى نمىتوان رصد كرد.
درباره موضوع دوم بايد گفت فلسفه وجودى آنها به عنوان رهبران الهى همين بود كه گلهاى باغ پيامبران را به بار بنشانند و فلسفه بعثت پيامبران را تحقق بخشند. از اين رو آنان از هر وسيله تبليغى كه در اختيار داشتند، از هر فرصتى كه پيش مىآمد و از هر شرايطى كه مساعد مىگرديد، به نحوكامل استفاده نموده و براى تعالى و تربيت جامعه مىكوشيدند. افراد را به صورت فردى و جامعه را به صورت جمعى، به سوى فضايل اخلاقى و عبادت پروردگار رهنمون شدند.
تعليم و تربيت مردم، مهمترين وظيفه و مسؤوليتى بود كه خداوند بر دوش آنها نهاد. انجام اين مسؤوليت، بنيان ديگر فعاليتهاى اجتماعى را تشكيل مىداد. تمام روابط اجتماعى، سيره سياسى، فرهنگى، اقتصادى، حتى فردى آنها بر همين پايه و هدف استوار بود. در واقع، تمام فعاليتهاى امامان معصوم، از مظاهر همين سيره تربيتى آنها به شمار مىآمد. اين همه براى اين بود كه مردم را به سوى عبادت خداوند هدايت كنند و از گناه و خطا و نادانى نجات دهند. در زيارت جامعه به همين جايگاه تربيتى آنها و نياز جامعه به آنان اشاره شده است:
بكم فتح الله و بكم يختم و أشرقت الارض بنوركم و فاز الفائزون بولايتكم ... و بكم أخرجنا الله من الذل و فرج عنا غمرات الكروب 1 و أنقذنا من شفا جرف الهلكات 2 ... 3