297بيش ازگذشته براى قيامهاى عمومى برضد بنى عباس فراهم گرديد. اين بود كه سياستشان را در ظاهر تغيير دادند. اين خط مشى جديد از زمان مأمون آغاز شد و تا شهادت امام عسكرى(ع) ادامه يافت.
مأمون، امام رضا(ع)را از مدينه به مرو احضار نمود. اين موضوع در شرايطى بود كه علويان در شهرهاى مختلف برضد بنى عباس قيام كرده بودند و بنى عباس نيز بر سرحكومت اختلاف داشتند و پس ازجنكهاى خونين بين امين و مأمون، حكومت مأمون مستقرگرديد. او چارهاى جز آن نديد كه امام را به منظور اهداف ذيل به مرو فرا خواند و در ظاهر به امام احترام بگذارد:
الف: در ظاهر پيشنهاد كند كه وى خلافت را بپذيرد. اگر امام خلافت را پذيرفت او عباسيان را برضد آن حضرت برشوراند و جنگهاى خونين به راه اندازد تا موفق شود امام را به شهادت رساند و يا آنكه افرادى را مأموركند كه آن حضرت را ترور نمايند و سپس براى مشتبه ساختن شهادت آن حضرت يكى دو نفر را دستگير و اعدام كند. اما اگر امام نپذيرفت، آن حضرت را به كينه ودشمنى شخصى متهم كند و به شهادت رساند.چنان كه به امام گفت: اگر ولايت عهدى را نپذيرد، آن حضرت را خواهد كشت.
ب: تمام علويان با پذيرش حكومت يا ولايت عهدى توسط امام، اسلحه را بر زمين خواهند گذاشت و با حكومت همكارى خواهند كرد.
ج: با واگذارى حكومت يا ولايت عهدى به امام چنين وانمود كند كه حكومت حق ما بود و آن را به امام رضا بخشيديم و با اين اقدام، خود را درجايگاهى قراردهد كه امام رضا(ع) در همان جايگاه قرار داشت و امام براى اداره كشور از وى دستورگيرد.
د: دربى عدالتىها وستم گرىهايى كه ازسوى حكومتيان واستانداران انجام مىشود، امام رضا(ع) را مقصر بداند كه نمىتواند مملكت را خوب اداره كند.
ه: كنترل و نظارت بر تمام روابط امام با ديگران.