159
فصل ششم مبانى اعتقادى
پيش درآمد
نقش بنيادى رسالت مداران الهى در فرهنگ، تجلى مىكند. فرايند حضور فعال ائمه درعرصه فرهنگى،تعليم وتربيت رابرمبناى توحيداعتقادى،ايمان به خداوند،فضايل اخلاقى،گسترش آموزههاى معنوى درجامعه و... در پى دارد.
تعليم وتربيت، با تكيه بر وحى وآموزههاى آسمانى ازوظايف اصلى پيامبران بود.خداوند درچند جاى قرآن براين موضوع تأكيد كرده است:
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ . 1اين آيه شريفه خط مسؤوليت فرهنگى پيامبران را به خوبى ترسيم كرده است.
الف. اثبات رسالت آسمانى: به وسيله ارائه دليل و معجزه و آيه.
ب. هدف اصلى بعثت:تزكيه،پاكيزه ساختن و تربيت انسانها.
ج. ابزار تزكيه: به آموزشهاى كتاب آسمانى و دانش، استوار مىباشد و هر آگاهى كه جامعه به آن نيازمند است، به دو دسته كلى، دانش وحى و دانش عقلى تقسيم مىشود.
د. محروم شدن ازبعثت پيامبران و يا نپذيرفتن سخن آنها، گمراهى فراگير را در پى دارد. چنان كه پذيرش نيز، هدايت وسعادت جاودانه را در پى دارد.