285مناسك و به جهت اجراى دستور حضرت حق، حلق يا تقصير را انجام داد و فلسفۀ و حكمت اين عمل به او ارائه شد، حضرت آدم(ع) بود. از امام صادق (ع) نقل شده است: «... جبرئيل بعد از رمى شيطان، به آدم گفت: به حقيقت خداوند - تبارك و تعالى- به تو نيكى كرد كه به تو عبادت حج را به نشانه گذشت از تو، به تو آموخت و قربانى ات را پذيرفت. پس به پاس اين گذشت و پذيرفتن، سرت را به علامت تواضع در پيشگاه او بتراش. آن گاه براى ابراز فروتنى در پيشگاه خداوند سرش را تراشيد (فاحلق رأسك تواضعاً لله عزّ و جل 1). پس مىتوان گفت راز سر تراشيدن، اين است كه انسان هر گونه غرور و كبر و نخوّت و منيت را از سرش به در كند و خود را از هر معصيت و نافرمانى خودخواهانه، تطهير و تنظيف نمايد.
هفت. ولايت، سرّ باطنى حلق و تقصير
قرآن كريم در بارۀ حلق وتقصير مىفرمايد: ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ... ؛ «بعد از آن مىبايد آلودگىها را از خود بر طرف سازند و به نذرهاى خود وفا كنند و برگرد خانۀ گرامى كعبه طواف نمايند 2». در بعضى از روايات و تفاسير، آمده است: مراد از «تفث»، «ملاقات با امام» است. از امام صادق (ع) نقل شده است: جملۀ ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ را تفسير به ملاقات امام كرد و هنگامى كه راوى اين مسأله، توضيح خواست و اشاره به معناى اين آيه در مورد گرفتن ناخن و مانند آن كرد، امام (ع) فرمود: قرآن، ظاهر و باطنى دارد؛ يعنى، مسأله ملاقات امام (ع) در