280
دو. قطع تعلّقات و وابستگىها
يكى از حكمتهاى تراشيدن سر، قطع علايق و رهايى از تعلّقات مادى و دنيوى است. اين مو كه سبب زينت است، ممكن است انسان را به خود وابسته كند! حجگزار با تراشيدن آن، خود را از اين وابستگى رها مىسازد و از اين علاقه و علقه آزاد مىشود. بر اين اساس «حلق» تمرين و آمادگى براى قطع تعلّق به دنيا و امتيازات و شئون آن است.
از ديدگاه حكيم متألّه رفيعى قزوينى، مو را بايد تراشيد و يا كوتاه كرد؛ مويى كه فرق بين مرد و زن است (موى صورت وريش)؛ يعنى، اينجا كه رسيدم، تمام آرزوهاى دور و دراز خود را قطع كردم و بيرون ريختم. تراشيدن سر، از كوتاه كردن موى سر بهتر است؛ چرا كه تراشيدن از بيخ و بن كندن و اشاره به اين است كه آنچه آرزو داشتم، همه را از بيخ و بن كندم و دور انداختم و ديگر هيچ آرزويى را به دل خود راه نمىدهم. خدايا! غير از آرزوى تو، آرزوى ديگرى در دل ندارم. تمام آرزوها را دور ريختم، جز آرزوى هستى و زندگى كه آن را نمىشود، قطع كرد 1.
سر بكش از تيغ وفرود آر سر
سه. پالايش عيوب و رذايل
يكى از اسرار و فلسفههاى حلق، پاك شدن از آلودگىهاى ظاهرى وباطنى و دور شدن از عيوب آشكار و پنهان و طهارت و خروج از گناهان است. تراشيدن موى سر - آن هم بعد از مبارزه با