271
پنج. ياد كرد ابراهيم و اسماعيل (ع)
«قربانى» يك سنّت ابراهيمى است و نمىتوان دربارۀ آن بحث كرد و به ياد ابراهيم (ع) و فرزندش اسماعيل نبود. خداوند به ابراهيم در خواب دستور داد تا فرزندش را قربانى كند و او اطاعت كرد و اسماعيل نيز به حكم خدا گردن نهاد و گفت: يٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ، سَتَجِدُنِي إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِينَ . آن حضرت كارد بر گرفت و به دست خويش برگردن جوانش كشيد تا حكم خدا را اجرا كرده باشد. اما خداوند كارد را از بريدن باز داشت و فرشتۀ وحى نازل شد و از جانب حق تعالى، به او گفت: فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ . آنجا ابراهيم مأمور شد گوسفندى قربانى كند و اين كار، الگو و سرمشق حاجيان در قربانى حج شد.
حجگزار با قربانى كردن گوسفند، به ياد فداكارىهاى حضرت ابراهيم (ع) -آن قهرمان توحيد وايثار- مىافتد كه حاضر شد از بهترين موجودى خود (جوانش اسماعيل)، بگذرد وتسليم خواست و اراد پرودگار شود. در بعضى از كتابها، به اين حقيقت اشاره شده است.... «فعندما ذَبحتَ هديك نويتَ أنّك ... اتبعتَ سنّة ابراهيم بذبحِ وَلَدِه و ثمرةِ فُؤاده و ريحان قلبه و حاجة سُنّته لمن بعده و قَرَّبَه الي الله تعالي لمن خلقه» ؛ «آيا هنگام قربانى كردن چنين انديشيدهاى كه از سنّت و سيرۀ ابراهيمى پيروى كنى كه با قربانى كردن فرزند خويش و ميوۀ دلش، براى رضاى خداوند اين سنّت را برپا ساخت و براى مردمان پس از خود، به يادگار نهاد 1».
ما چو اسماعيل ز ابراهيم خود
سر نپيچيم ار چه قربان مىكند
(مولوى)