221اين در واقع تاريخ زنده و مجسّم محسوب مىگردد؛ نه مانند كتابهاى تاريخ كه خاموش و بىجان است. در اينگونه مراكز، انسان با برداشتن فاصلههاى زمانى و با توجه به حضور در مكان اصلى، خود را در متن حادثه احساس مىكند و گويا با چشم خود، همه چيز را مىبيند. اثر تربيتى اين موضوع هرگز قابل مقايسه با اثرات تربيتى سخنرانى و مطالعه كتاب و مانند اينها نيست. اينجا سخن از احساس است، نه ادراك؛ تصديق است نه تصور و عينيت است نه ذهنيت 1.
قرآن مىفرمايد: إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللّٰهَ شٰاكِرٌ عَلِيمٌ 2.
«به راستى كه ]كوه[ «صفا» و «مَروه» از نشانههاى خداوند است؛ پس كسى كه خانه [خدا] را، حج كند يا عمره به جا آورد، هيچ گناهى بر او نيست كه به [ميان] آن دو، سعى (رفت و آمد) كند؛ و كسى كه [فرمان خدا را در انجام كار] نيك بپذيرد، پس در حقيقت خدا، سپاسگزارى دانا است».
دو. بايستگى تلاش، جديت و استوارى
در احاديث حكايت شده كه ابراهيم (ع) (به دستور الهى)، همسرش هاجر و فرزندش اسماعيل را در سرزمين خشك مكه رها كرد و رفت. اسماعيل تشنه گرديد و هاجر در پى آب برآمد. نخست بر صفا رفت و صدا زد: «هل بالوادي من انيس» (آيا در اين سرزمين مونس و همدمى هست؟)