179خود را ملزم به كفاره نداند، به مرور نسبت به انجام محرمات جسورتر خواهد شد و در نهايت ريشههاى ايمان در جان او خشك خواهد گرديد. اما كسى كه پس از ارتكاب حرام به جبران آن همت مىگمارد، اين اهتمام به جبران اشتباه و خطا، به تقويت ايمان او ختم مىشود. قرآن كريم پس از بيان كفارات ظهار، در تأثير گذارى انجام كفارات و سر وجوب آن مىفرمايد: ذٰلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ 1و در آيه ديگر به دنبال بيان كفارۀ «شكستن قسم» مىفرمايد: كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللّٰهُ لَكُمْ آيٰاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . 2
سه. بازدارندگى از گناه
تمام كفارات جنبۀ بازدارنده دارند؛ به ويژه اگر مجازات مالى باشند كه به مراتب از مجازات بدنى بيشتر خواهد بود. اين نوع مجازاتها سبب مىشود فرد قبل از ارتكاب حرام، به عواقب آن و مجازاتى كه بايد در همين دنيا پاسخگو باشد، بينديشد و از انجام حرام منصرف شود. نيروى بازدارندگى كفارات در مناسك حج، از اهميت ويژهاى برخوردار است و سنگينى براى كفارات، مىتواند از ارتكاب محرمات حج پيشگيرى كند.
چهار. عامل تذكّر و تربيت شخص خطاكار
مرحله بندى موجود در اكثر كفارات -كه از يك حداكثر شروع مىشود و به دليل ضعف خطاكار در تحمل كفاره به حداقل مىرسد- نشان مىدهد كه كفاره، صرفاً به منظور مجازات نيست؛ بلكه چون هدف تربيتى در آن نهاده شده است، وقتى فرد توانايى حداكثر را