113
دو. توزيع ثروت و توليد كار
از ديگر اسرار استطاعت، توزيع ثروت است. طبيعى است وقتى عدهاى توانمند از نظر ثروت و امكانات، از سرتاسر جهان اسلام به حركت در مىآيند در كنار آن، صدها تن به كارهاى مختلف مشغول مىشوند و عدهاى در مسير و راه و گروهى ديگر نيز در مقصد و در كارهاى توليدى و خدماتى ديگر فعاليت مىكنند؛ از اين طريق مقدارى از ثروت افراد مستطيع، به ديگران منتقل مىشود و اين جابهجايى آثار و بركات زيادى براى جامعه بهبار مىآورد.
در روايتى آمده است: «وَ لِيَنْزِعَ كُلُّ قَوْمٍ مِنَ التِّجَارَاتِ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ لِيَنْتَفِعَ بِذَلِكَ الْمُكَارِي وَ الْجَمَّالُ» . 1
سه. ايجاد توازن شخصيتى و اخلاقى
زمانى كه مستطيع از خانه و زندگى خود فاصله مىگيرد و به گروهى ديگر ملحق شده و لباس احرام به تن مىكند؛ هيجان ناشى از ثروت و امكانات در او فرو مىنشيند و آنچه را كه موجب طغيان مىگردد، مهار مىكند. او را از توجه به خود باز داشته و به فضاى ديگرى وارد ميكند و در حقيقت تغيير فضا و محيط، دگرگونى هايى را در او ايجاد مىكند.
چهار. ايجاد بسترى براى كارهاى خير
افراد توانمند از شهر و ديار خود، به قصد عبادت حركت مىكنند و از شهرها و منطقههاى ديگر عبور كرده و در مكانى جمع مىشوند (كه از همه نقاط گروههايى در آن حضور دارند). در اينجا است كه خلأها و نيازها و تفاوتها آشكار مىشود و بسترى براى كارهاى خير