104اعمال پيشين بر اثر گناهان از بين برود نقطهى مقابل تكفير كه به معناى از بين رفتن كيفر و آثار گناهان پيشين به خاطر اعمال نيك آينده است.
در اين كه آيا احباط و تكفير در مورد ثواب اعمال صالح و كيفر گناهان صحيح است يا نه، در ميان علماى عقايد بحث و گفت و گو است. به گفتهى مرحوم علامه مجلسى قدس سره مشهور ميان متكلمان اماميه بطلان احباط و تكفير است آنها فقط مىگويند: ثواب مشروط به آن است كه انسان با ايمان از دنيا برود و عقاب مشروط به اين است كه به هنگام مرگ با اسلام و توبه از دنيا نرود، ولى علماى معتزله نظر به ظواهر بعضى از آيات و روايات معتقد به صحت احباط و تكفيرند. 1
خواجه نصير الدين طوسى در كتاب «تجريد العقايد» احباط را باطل شمرده و به دليل عقل و نقل بر آن استدلال كرده است. دليل عقلى او اين است كه احباط مستلزم ظلم است (زيرا كسى كه ثواب كمترى داشته و گناه بيشترى پس از احباط به منزلهى كسى خواهد بود كه اصلاً كار نيك نكرده است و اين يك نوع ستم در حق او خواهد بود) و اما دليل نقلى اين است كه قرآن با صراحت مىگويد: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» 2؛ «هر كس به مقدار سنگينى ذرهاى كار خير كند آن را مىبيند و هر كس به مقدار سنگينى ذرهاى كار شرّ كند آن را مىبيند. 3
در ميان دانشمندان معتزله، ابو هاشم احباط و تكفير را به هم آميخته و عنوان موازنه را به وجود آورده است به اين معنا كه گناه و ثواب را با هم مىسنجد و از يكديگر كسر مىكند، ولى حق اين است كه احباط و تكفير امرى ممكن مىباشد و هيچ گونه