105ظلمى از آن حاصل نمىگردد، و آيات و رواياتى صريحاً بر آن دلالت دارد و به نظر مىرسد مخالفت منكران بازگشت به يك نوع «نزاع لفظى» مىكند.
توضيح اين كه: گاه مىشود انسان ساليان دراز زحمت مىكشد و با مشقت فراوان سرمايهاى مىاندوزد، ولى با يك ندانم كارى و يا يك هوسبازى آن را از دست مىدهد؛ يعنى «حسنات» سابق «حبط» مىشود. و يا بر عكس مرتكب اشتباهات و خسارتهاى زيادى شده و با يك عمل عاقلانه و حساب شده همه را جبران مىكند اين يك نوع تكفير است (تكفير يك نوع پوشانيدن و جبران كردن است) در مسائل معنوى نيز همين اصل صادق مىباشد. 12. بزرگتر بودن گناه فتنه
در اين آيه از پيكار در ماه حرام منع و نكوهش شده و به عنوان كفر و جلوگيرى از راه خدا معرفى شده در عين حال مىفرمايد: گناه بيرون كردن اهل مسجد الحرام از آن بزرگتر و فتنه و آشوب از كشتار بالاتر است. اين بيان مشعر به وقوع حادثهاى است كه موجب اين سؤال شده است و نيز مىرساند كه قتلى نيز واقع شده بود، و از اين كه در ذيل مىفرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا» و نويد آمرزش و رحمت مىدهد روشن مىشود كه اين قتل عمدى نبوده است. اينها قرائنى است بر اين كه بعضى از مؤمنان در ماه حرام به قصد انجام وظيفه بعضى از كافران را به قتل رسانيده بودند و آنان مؤمنان را بر اين عمل سرزنش كردند و اين تصديق داستان عبدالله بن جحش و همراهان اوست كه در روايات نقل شده است. 2