131مىرسيد. اين روزها خاطرات ايام كودكى تجديد شد و از آن خرماها به مقدارى كه دلم مىخواست خريدم.
خرماهايى كه مزۀ شكلاتى آن از همان ايام در ذائقهام مانده است. اين خرماها در نظر من هديۀ بىنظيرى است و آنها را در نهايت صرفه جويى به كسانى مىدهم كه ذائقهاى مانند من دارند. يكى از بازرگانان به من گفت در مدينه مىتوانم 172 نوع خرما را ببينم و نام بيش از ده قسم از اين خرماها را فى المجلس براى من گفت: عنبرى، شلبى، شقرى... اين خرما محصول واحههاى شرقى مدينه است.
براى ديدن كوه احُد و زيارت شهداىِ احد رفتم و به رانندۀ تاكسى گفتم مرا به يكى از واحههاى اطراف مدينه ببرد. در آنجا بود كه دانستم اين سرزمينها چه تأثير شگرفى در خاطر رسول صلى الله عليه و آله داشته است كه در ضمن گفتار خود از آن خبر داده است. چندانكه مىخواهى از مردم مدينه سخن بگو كه كم گفتهاى! از عادتهاى آنان! با مردم مدينه - شهرنشينانى كه نام مدينه از آنها نشان مىدهد - سخن بگو تا ايمانت به گفتۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله بيشتر گردد.
تنها رفتار آنان خوب نيست، دل آنها هم پر از خوبى است و قرآن كريم از آن خبر مىدهد: