132
وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِيمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لاٰ يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ 1
«و آنانكه پيش از مهاجران، مدينه را منزل خود ساختند و جايگاه ايمان كردند، مهاجرانى را كه نزد ايشان مىروند دوست مىدارند، و در دل خود حاجتى بدانچه به آنها داده شده احساس نمىكنند و هرچند خود نيازمندند ديگران را برخود مقدم مىشمارند.»
زمانى گذشت و خدا فقر ما مهاجران را به بىنيازى مبدّل ساخت. يكى از مردم مدينه مرا ميهمان كرد، حتماً غير از من كسان ديگرى را هم ميهمان كرده است. چنين دعوتى، در اين موسم، عجيب مىنمايد. خوراك پزها، ميهمانخانه چىها و بازرگانان با چهرۀ باز ولى با بزرگ منشى، اخلاص خود را به شما نشان مىدهند. حتى گداهاى آنها هم با گداهاى شهرهاى ديگر فرق دارد. دهها بار آنها را ديدم كه چيزى مىخواهند. بچههاى كوچكى كه