116چه كارى انجام شدنى نيست؟ مثلاً در سالى كه من به حج مشرف شدم (سال 1395) براى حاجى ممكن نبود چيزى جز برنج و مرغ بخورد. آن هم مرغى كه در چكسلواكى و دانمارك كشته شده و - به گردن آنها كه اعلان كردهاند - به طريق اسلام ذبح شده است. اين مرغها را بدون دقت و توجه لازم روى منقلهاى برقى كباب مىكنند و مىتوانيد آنها را در هواى آزاد در كنار پيادهروهاى خيابان و يا در مهمانخانههاى مجلل بخريد.
هراندازه هم پول داشته باشى نمىتوانى خوراكى جز مرغ و برنج پيدا كنى. اما من و مانند من كه در چنان شوق و ذوق به سر مىبرديم، كجا به فكر خوراك بوديم؟ تا چه رسد به مزۀ آن. در تمام مدت پيش از حركت به عرفات، از آب ميوههايى كه در قوطىهاى سر بسته مىفروختند استفاده مىكردم. قوطىهاى آب ميوه را در همه جا مىتوان يافت كه به وسيلۀ فروشندههاى دوره گرد روى هم انباشته شده. من تا روزهاى تشريق - روزهايى كه مردم متوجه كار دنياى خود مىشوند - متوجه اين فروشندهها و دَكههاى آنان نشده بودم.
ايام تشريق را به انجام مناسك منا گذراندم. صبح روز دهم، هفت سنگريزه به جمرۀ عقبه انداختم. پس از